| هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
طرح سؤال از رییسجمهوری، در آستانه انتخابات مجلس نهم در دستور کار مجلس قرار گرفت
قمار بیبرنده/ آرش کارآزما
«با استدلالهایی که برای عدم سؤال از رییسجمهوری میشود، باید نمایندگی را ببوسیم و روی طاقچه بگذاریم.» علی مطهری با گنجاندن این جمله در متن استعفایش تلاش کرد تا عزم جدی خود را برای پیگیری و به سرانجام رساندن طرح سؤال از رییسجمهوری، به رخ هیأترییسه مجلس بکشاند.
«استعفا» شاید آخرین تیر در چله علی مطهری بود که حالا ظاهرا به هدف نشسته و بالأخره هیأترییسه مجلس را به اعلام وصول طرح سؤال از رییسجمهوری ناگزیر کرده است. مطهری که زندگی سیاسی خود را وقف سؤال از رییسجمهوری کرده، سرانجام پاییز امسال آخرین چاره را در تهدید به استعفا دید.
با اینحال، علی مطهری اولین کسی نیست که تاکنون علم سؤال از رییسجمهوری را در مجلس برافراشته است. سابقه سؤال از رییسجمهوری را میتوان تا مجلس هفتم دنبال کرد؛ آنجا که اکبر اعلمی، نماینده اصلاحطلب مجلس هفتم، در اردیبهشت سال 86 برای اولینبار طرح سؤال از رییسجمهوری را مطرح کرد. اعلمی با ارائه این طرح که با اوج گرفتن تورم و تغییرات پی در پی مدیریتی در دولت همزمان شده بود، موفق شد 50 تن از نمایندگان مجلس را با خود هم صدا کند. «شکاف درآمدی بین فقیر و غنی، خودمحوری، تورم فزاینده، اتخاذ تصمیمات و سیاستهای پولی و مالی مغایر با قانون برنامه چهارم توسعه و گران شدن مسکن، اتخاذ دیپلماسی تنش زا و...» از جمله محورهای مورد استناد در این طرح عنوان شده بودند. امضاهای این طرح هرگز به حد نصاب لازم نرسید؛ اما سؤالات اقتصادی این طرح در ذهن نمایندگان باقی ماند تا بالاخره، در بهمن ماه همان سال اسماعیل جبارزاده، نماینده تبریز در مجلس هفتم، از فرصت حضور احمدینژاد در صحن علنی مجلس برای دفاع از لایحه بودجه استفاده کند و فریاد برآورد که: «مجلس به دولت اجازه 8/3 میلیارد دلار واردات بنزین داده. پس با چه مجوزی 5/6 میلیارد دلار واردات بنزین صورت گرفته است؟ چرا یارانه محصولات پتروشیمی هنوز حذف نشده است؟» این اولین سؤالی بود که بهصورت شفاهی از رییسجمهوری پرسیده شد. با وجود این، از آنجایی که پروسه قانونی طرح سؤال را طی نکرده بود، فاقد ضمانت اجرایی بود و نتایج مطلوب سؤالکنندگان را برآورده نمیکرد.
اما با پایان مجلس هفتم، تب سؤال از رییسجمهوری فروکش کرد و مجلس هشتم نیز ظاهرا بنا نداشت بهطور جدی با دولت مقابله کند. این آرامش اما بیشتر از یک سال دوام نیاورد و سخنان جنجالی اسفندیار رحیم مشایی، مبنی بر اعلام دوستی با ملت اسراییل و تأیید مواضع وی از سوی احمدینژاد، بار دیگر فتیله سؤال از رییسجمهوری را بالا کشید؛ اما اینبار علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس هشتم که اتفاقا جزو سهمیه رایحه خوش خدمت در لیست تهران بود و با حمایت حامیان دولت به مجلس راه یافته بود، طرحی جدید برای سؤال از رییسجمهوری ریخت. این طرح البته با استقبال ساکنان ساختمان هرمی بهارستان نیز همراه شد؛ تا جاییکه توانست امضای 74 نماینده را کسب کند. اما بنا به دلايلي مسكوت ماند.
درست یک سال بعد و بلافاصله پس از انتخاب مجدد احمدینژاد به ریاستجمهوری، یکبار دیگر، مشایی موضوع اختلاف میان مجلس و دولت شد. اینبار، انتخاب مشایی بهسمت معاون اولی رییسجمهوری و عزل نکردن وی از این سمت، علیرغم اعلام مخالفت رهبری معظم انقلاب با این انتصاب، بهانه طرح سؤال از رییسجمهوری را تشکیل میداد. تهیهکنندگان طرح در حال جمعآوری امضا بودند که اجرای با تأخیر فرمان رهبری، مانع از جمعآوری امضاهای لازم شد و این طرح نیز مسکوت ماند.
از شهریور 88 تا مرداد 89 که بار دیگر علی مطهری طرح سؤال از رییسجمهوری را، اینبار به بهانه مواضع رییس دولت در خصوص حجاب و عفاف، به جریان بیندازد، سه بار دیگر مجلس شاهد طرحهایی از این دست بود. علیاکبر اولیاء و محمدرضا خباز، نمایندگان یزد و کاشمر (اصلاحطلب)، محمدمهدی شهریاری، نماینده بجنورد (اصلاحطلب) و غلامرضا مصباحی مقدم، نماینده تهران (اصولگرا) طراحان این سه طرح بودند که محور سؤالات خود را به ترتیب «تاخیر در ارائه گزارش عملکرد از برنامه چهارم و عدم ارائه گزارش از اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴»، «تغییر رنگ پرچم در نشست خبری رییسجمهوری» و «متوقف کردن اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها» قرار دادند. البته هیچیک از این سؤالات به سرانجام نرسید. پس از آن نیز موضوعات دیگری چون «تخطئه جایگاه مجلس که به فرموده امام، در رأس امور است»، «عزل وزیر اطلاعات و بیتوجهی به فرمان ولی فقیه در ابقای مصلحی»، «عدم پاسخگویی رییسجمهوری در مورد مقاومت 11 روزه خود در مقابل حکم حکومتی ابقای وزیر اطلاعات»، «بیتوجهی به انتقادات علما و مراجع»، «عدم اجرای قوانین مصوب مجلس و اصرار غیرقانونی بر برداشت شخصی دولت از قانون»، «عدم اعلام برائت از لیبرالیسم فرهنگی و ترویج مکتب ایرانی» و...، همه و همه روی سؤالات قبلی تلنبار شد تا سرانجام طرحی با 10 محور، خرداد ماه امسال به هیأترییسه تقدیم شود. طرحی که به رغم داشتن حدود 100 امضاء تا آخرین روزهای آذر ماه سال جاری، هیأترییسه از اعلام وصول آن سر باز میزد. بهانه هیأترییسه برای اعلام وصول نکردن این طرح، پس گرفتن امضا از سوی برخی از نمایندگان بود. موضوعی که علی مطهری، بهعنوان یکی از بانیان اصلی طرح، آن را به تلاشهاي پشت پرده هیأترییسه منتسب میکند.
از این زمان، طرح سؤال از رییسجمهوری به مسابقه طنابکشی میان هیأترییسه و طراحان آن تبدیل شد. از یک طرف، لابیهای هیأترییسه، هر روز، باعث ریزش چند امضا از پای برگه طرح سؤال میشد و از سوی دیگر، تلاشهای طراحان، مجددا، تعداد امضاها را به حدنصاب میرساند.
این روند ادامه یافت؛ تا جاییکه سرانجام، علی مطهری چاره را در استعفای خود دید. درست مانند کاری که شطرنج بازان حرفهای انجام میدهند و با انجام چند حرکت به ظاهر اشتباه، حریف را در موقعیت کیش کردن قرار میدهند تا درست در همان زمانیکه حریف نابلد، قند پیروزی در دل آب میکند، ضربه مهلک «مات» را وارد کنند.
تهدید به استعفا از همان آغاز، نتایج امیدوارکنندهای در پی داشت؛ تا آنجا که، حتی در یکی از جلسات مجلس که محمدرضا باهنر ریاست آن را بر عهده داشت، گفته شد که طرح سؤال از رییسجمهوری به کمیسیونهای مجلس ارجاع خواهد شد. این موضوع خشنودی نمایندگان امضاءکننده طرح را بههمراه داشت. اما این خوشی چندان دوام نیافت و خیلی زود، هیأترییسه مجلس که بر سر دوراهی اعلام وصول سؤال یا استعفا مردد مانده بود، در عین ناباوری، موضوع استعفای علی مطهری را در دستور کار قرار داد. بهانه این انتخاب، که بسیاری آن را کجسلیقگی هیأترییسه میدانستند، کاهش تعداد امضاهای طرح سؤال از رییسجمهوری عنوان شد.
اینچنین بود که تهدید به استعفا جدی شد تا علی مطهری، بهجای محمود احمدینژاد، در صحن علنی مجلس حاضر شود و سرنوشت سیاسی خود را با رأی همکیشان خود گره بزند. اما ارائه تنها 31 رأی موافق به این استعفا، در مقابل 167 رأی ممتنع و مخالف که وزن حامیان دولت را در مجلس به نمایش میگذاشت، ورق را به سود طراحان سؤال برگرداند. سرانجام، ارائه مجدد طرح سؤال از رییسجمهوری با 79 امضا چارهای برای هیأترییسه باقی نگذاشت. علی لاریجانی، شخصا، طرح سؤال از رییسجمهوری را اعلام وصول کرد و به کمیسیونهای مجلس ارجاع داد. حتی اسامی امضاکنندگان نیز منتشر شد تا مانع نمایندگان برای پس گرفتن امضاهایشان باشد.
اکنون، شش کمیسیون تخصصی بودجه، اقتصاد، امنیت ملی، فرهنگی، اصل 90 و عمران یک هفته فرصت دارند تا با حضور نمایندگان دولت و طراحان سؤال، به آن رسیدگی کنند و چنانچه پاسخهای نماینده دولت قانعکننده نباشد، رییس دولت را طی نامهای رسمی به مجلس احضار کنند. البته رییسجمهوری برای حضور در صحن مجلس یک ماه وقت خواهد داشت که اگر از همین امروز هم شروع شود، ممکن است به تعطیلات مجلس و موعد انتخابات بینجامد. اما آیا رییسجمهوری در صحن مجلس حاضر میشود؟ در صورت حضور رییسجمهوری آیا نمایندگان مجلس هشتم که حالا کاندیدای مجلس نهم هم محسوب میشوند، فرصت و انگیزه کافی برای حضور در جلسه و طرح سؤال از رییسجمهوری را خواهند داشت؟ سؤال از رییسجمهوری چه هزینههایی برای امضاکنندگان طرح خواهد داشت و چند نفر از این 79 نماینده به مجلس آتی راه خواهند یافت؟ و اینکه سؤال از رییسجمهوری در اوضاع پیچیده کنونی، چه هزینههایی برای نظام خواهد داشت؟ تأمل در این سؤالات و سؤالاتی از این دست، این نکته را فراروی ما قرار میدهد که ظاهرا، مجلس در بدترین زمان ممکن به ایستگاه دولت رسیده است