هایپر مدیا | مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش روزنامه |
|
|
اندازه فونت |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی |
|
لینک خبر | جابجایی متن |
|
نظرات بینندگان |
آيت الله بهجت در نگاه بزرگان
سر دلبران
نگاه اجمالی به سیر علمی و معنوی مرحوم آیتالله بهجت در دوران حضورشان در کربلا و نجف، بیانگر دقت و تلاش علمی، سلوک معنوی و نیز بهرهمندی ایشان از بهترین اساتید وقت در علوم مختلف است؛ بهطوری که ایشان در جوانی، دانشمند و مجتهدی مسلم و مورد وثوق و اعتماد خواص بودند.
بهرهمندی از اساتید والامقام
مرحوم آیتالله علي مشکینی
ایشان از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحلهای بالاتر از آن میباشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کردهاند نیز، در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستارهها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود.
گریزان از شهرت
مرحوم آیتالله شیخ مرتضی حائری
ایشان با اظهارنظرهای دقیق و اشکالات مهم چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلس درس از حالت درسی خارج شده بود. آن ایرادها برای ما هم مفید بود؛ ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت، دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه میدادند معلوم میشد اگر بالاتر از دیگران نباشند، بیشک کمتر از آنان نیستند .
پاسخ به سؤالات در خواب
علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني
آیتالله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی از شاگردان معروف آیت الحق و سند عرفان، عارف بیبدیل مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی تبریزی در نجف اشرف بودهاند و در زمان آن مرحوم، دارای حالات و مکاشفه غیبیه الهی بوده و در سکوت و مراقبه حد اعلای از مراتب را حائز بودهاند... آیتالله حاج شیخ عباس قوچانی، وصی مرحوم سیدعلی آقای قاضی، میفرمودند: آیتالله العظمی بهجت در فقه و اصول در درس مرحوم آیتالله العظمی کمپانی حاضر میشدند و چون به حجره خود در مدرسه سید باز میگشتند، بعضی از طلابی که در درس برای آنها اشکال باقی مانده بود، حجره ایشان میرفتند و رفع اشکالشان را مینمودند و چه بسا در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان میپرسیدند و ایشان هم مانند بیداری جواب میدادند؛ جواب کافی و وافي. و چون از خواب برميخاستند و از قضایا و پرسشهای در حال خواب با ایشان سخن به میان میآمد، ابدا اطلاع نداشتند و میگفتند: هیچ بهنظرم نمیرسد. از آنچه میگویید در خاطرم چیزی نیست.
تا زنده هستم جایی نقل نکن
آیتالله محمد تقي مصباح یزدی
از جمله افرادی که درباره حضرت آقای بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شیخ عباس قوچانی، جانشین مرحوم آقای قاضی در مسائل اخلاقی و عرفانی بودند که در نجف متوطن بود. ایشان میفرمود: وقتی که آقای بهجت خیلی جوان بودند و هنوز سنشان به 20 نرسیده بود (تعبیرشان این بود که هنوز محاسنشان درست در نیامده بود) به مقاماتی رسیده بودند که ما به واسطه ارتباط نزدیک و رفاقت صمیمانهای که داشتیم، اطلاع پیدا کردیم و ایشان از من عهد شرعی گرفتند تا زنده هستم آنها را جایی نقل نکنم و بهنظرم همین موت اختیاری را مطرح میکردند.
امتحان بزرگ
حجتالاسلام والمسلمین صدیقی
امتحان بزرگی برای آقای بهجت پیش آمده بود؛ فردی نزد پدر ایشان سعایت کرده بود که فرزند شما در نجف مسیر تصوف را طی میکند. پدر بزرگوار ایشان نامهای به آقای بهجت مینویسد و ایشان را از اقدام به غیرواجبات غیر از درس، نهی میکند. ایشان با استاد خود میرزا علی آقای قاضی مشورت میکند آقای قاضی ترجیح میدهند که ایشان به امر پدر پایبند باشند و ایشان تا پدرش زنده بود مستحبات، انجام نمیداد.
فکر میکردم همه آن حالت معنوی را دارند
حجتالاسلام والمسلمین سيد محمد حسن ابوترابی فرد
ایشان فرمودند وقتی برای درس به عتبات رفتم، سنم کم بود و نخستین نمازی که شرکت کردم، نماز مرحوم نآئینی بود. دیدم این نماز با نمازهای دیگر فرق دارد. در آن نماز جماعت حالاتی داشتم که به واسطه طفولیت و نوجوانی، فکر میکردم همه در آن نماز آن حالت را دارند.
شیرازیها در انتظار تو هستند
آیتالله سیدمحمدمهدی دستغیب
در دهه 30 از نجف راهی شیراز شدم اما زمینه بازگشت فراهم نشد و برای اینکه وقفهای در تحصیل ایجاد نشود به قم رفتم. آوازه کمال و معرفت و همچنین بهره جستن آیتالله بهجت از محضر آیتالله قاضی و شیخ محمدکاظم شیرازی از مراجع عالیقدر باعث شد ایشان را برای درس خارج اصول اختیار کنم و در مدت کوتاه حضورم در قم از محضر ایشان کسب فیض کنم.
ایشان در این مدت کوتاه خاطرهای را از برادرم شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب نقل کردند که بسیار شیرین است: «وقتی که بههمراه آقای دستغیب در محضر شیخ محمد کاظم شیرازی از مراجع وقت تلمذ میکردیم در عالم رویا دیدم که شهید دستغیب عازم شیراز هستند و در این میان، همه شیرازیها در جایی که به دروازه قرآن مشهور است به استقبال ایشان آمدهاند.
آنچه را در عالم رویا دیدم، برای شیخ محمد کاظم شیرازی در جلسه درس نقل کردم و ایشان به محض شنیدن اینروایت جواز اجتهاد شهید دستغیب را نوشتند و به ایشان دادند و فرمودند برو که شیرازیها در انتظار تو هستند.»
شهید محراب آیتالله دستغیب پس از این اتفاق راهی شیراز شدند و در ورودی شهر شیراز دقیقا آنچه آیتالله العظمی بهجت در عالم رویا دیده بودند محقق شد و خیل عظیمی از مردم شیراز در دروازه قرآن شیراز به استقبال ایشان آمدند.
پس از آن هم بعداز اینکه ساواک، شهید دستغیب را به زندان تهران منتقل کرد در عزیمت دوباره ایشان به شیراز، بار دیگر مکاشفه آیتالله العظمی بهجت به حقیقت پیوست و اینبار من نیز آشکارا شاهد استقبال گسترده شیرازیها از این شهید محراب بودم.