دوشنبه  04 ارديبهشت 1396 
[ هفته نامه پنجره شنبه ها بر روی کیوسک مطبوعات شهر تهران ]    
شماره مجله 272 >> مقاومت >> شماره صفحه مجله 54
تروريست نيستيم ما مدافعان حرميم
گفت‎وگو با دانش؛ يکي از فعالان فرهنگي لشکر زينبيون
نويسنده : مصطفی عمانیان

بچه‎‎هاي زينبيون فقط و فقط از روي چهره ظاهريشان قابل تفکيکند. حرفهايشان يکي است، دل هايشان يکي است، دردهايشان يکي است و حتي تحليل‎‎هاي عقلانيشان هم يکي است. و اين همه يکرنگي و يکدستي ثمره مجاهدتها و رنج‎‎هاي طولاني آنهاست. آنچه پيشرو داريد، گفتوگو با آقاي نوازش، مسئول فرهنگي تيپ زينبيون است که مردي است از همان جنس که شرحش آمد.

در ابتدا درباره شروع ماجراي سوريه و اينکه چگونه تيپ زينبيون پاکستان وارد اين جبهه شد، توضيحاتي بدهيد تا به ادامه بحث بپردازيم.

به اعتقاد ما نظام ولايت فقيه به فرموده امام (ره)، تمهيدي براي ظهور حضرت حجت (عج) بوده است. اين معرکه بين حق و باطل از ابتداي تاريخ بوده و تا امروز نيز ادامه داشته است و خداوند عالم است که تا چه زماني طول خواهد کشيد. وظيفه ما شيعيان تشخيص صحيح و عمل به موقع در اين شرايط است.

در فتنه سوريه، تمام شيعيان جهان اسلام وظيفه خود را تشخيص دادند و وارد مبارزه با دشمنان تکفيري شدند، پاکستان نيز به‎عنوان دومين کشور شيعه در جهان، بعد از ايران، به اين قافله پيوست که اين الحاق به قافله جهاد و شهادت بدون شک نشان دهنده تاثير انقلاب اسلامي بر مردم پاکستان است. همه بچه‎‎هاي زينبيون از پاکستان هستند و بقيه از ديگر مناطق شيعه‌نشين اين کشور.

در يک جمله مي‎توانم زينبيون را اين‎گونه معرفي کنم که زينبيون يعني فرزندان معنوي شهيد عارف الحسيني؛ شخصيت مجاهدي که نماينده حضرت امام خميني (ره) در پاکستان بودند و پس از شهادت‎شان امام (ره) درباره ايشان فرمودند که من فرزند عزيزي را از دست داده‎ام.

به‎طور دقيق‎تر در چه تاريخي تيپ زينبيون تشکيل شد؟

دو سال و نيم است که از تشکيل تيپ زينبيون مي‌گذرد. در ابتدا، هسته اوليه اين تيپ 50 نفر از بچه‎‎هاي پاکستاني بودند که از جاهاي مختلف جذب شدند. نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز بعد از اين ماجرا نظرش بر افزايش توان نيروي انساني و رزمي ما بود و شکر خدا بعد از طي دوره‎‎هاي آموزش رزمي و تکميل کردن سازمان رزم اين اتفاق افتاد.

خب با اين استدلال مي‎توان گفت که خطر تکفيري‎ها براي خود پاکستان هم هست. يعني فارغ از بحث دفاع از حرم که البته مهم‎ترين بحث ماست، مسئله امنيت ملي پاکستان هم مطرح است.

بله. دقيقا. اصولا ما در دمشق مي‎جنگيم تا در اسلام‌آباد و تهران و کابل نجنگيم؛ چون مي‎دانيم ريشه اين گروه‎ها کجاست و کجا را مي‎خواهند بزنند. آن‎ها يقينا اگر از مسئله سوريه فارغ شوند برمي‎گردند به مبدا و اصل خودشان؛ يعني پاکستان و افغانستان. به همين خاطر مسئله سوريه، مسئله جهان اسلام است. يعني خطر انتقال اين ويروس خطرناک به همه‌جا هست؛ لذا بايد از همان‌جا که بروز کرده جلويش را گرفت.

چه موقع تصميم گرفتيد که زينبيون را رسانه‎اي کنيد؟

 بعد از اينکه شهداي زينبيون در دفاع از حرم اهل بيت (ع) روزبه روز بيشتر شد و به‎واسطه اينکه اين اخبار در شبکه‎‎هاي مجازي و رسانه‎‎هاي بيگانه بازتاب‎‎هايي پيدا مي‎کرد و احتمالا مورد سوء‎استفاده‎‎هايي قرار مي‎گرفت و ابهاماتي را به‎همراه مي‎داشت؛ لذا ما پيش دستي کرديم و حضورمان را در اين جبهه علني کرديم. البته با تمام اين اوصاف، هنوز هم عمليات‎ها و شهداي ما خيلي رسانه‎اي نشده‌اند. يک دليلش اين است که نمي‎خواهيم براي خانواده‌هاي شهدا در پاکستان، مشکلي به‎وجود بيايد. رسانه‎‎هاي پاکستاني عليه جوانان مجاهد شيعه زينبيون مطالبي را نوشتند و اتهاماتي از همان جنس را که به داعش مي‎زدند، به ما هم زدند. البته اتهامات عليه داعش مسئله‎اي است که حقيقت دارد. ما مي‎دانستيم که طالبان و القاعده با پول و پشتيباني آمريکا در افغانستان و پاکستان پا گرفتند و نطفه داعش نيز از طريق همين گروه‎‎هاي تروريستي شگل گرفته است. آن‎ها همين جنس اتهامات را هم به ما مي‎زدند. مي‎گفتند ايران به آن‎ها پول مي‎دهد که بروند سوريه و وقتي که برگردند براي امنيت پاکستان مشکل‎ساز مي‎شوند؛ اين‎ها هم تروريست هستند.

ما در تقابل با اين جوسازي‎ها دو راه داشتيم. يا اينکه سکوت کنيم و به فعاليت‌هايمان ادامه دهيم، يا اينکه واکنشي از خودمان نشان دهيم که خودمان را از اين اتهامات تبرئه کنيم. مي‎خواستند ما را در جامعه پاکستان تخريب کنند اما خواست خدا عکس خواسته‌هاي آن‌هاي بود «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» و طرح اين موضوعات به جذب نيرو براي زينبيون کمک کرد.

يعني جريان غالب رسانه‎اي در پاکستان کاملا عليه شما بود؟

بله. در اکثر موارد اين‎گونه بود. البته استثنائاتي هم داشت.

مثلا؟

مثلا آقاي فيصل رضا عابدي، يکي از سناتور‎هاي پاکستاني، در شبکه «امروز» پاکستان در برنامه‎اي حضور داشتند، مجري از ايشان پرسيد: چرا به اين تروريست‌ها (منظورش مدافعان حرم بود) اجازه مي‎دهيد به سوريه بروند، در صورتي که بعد از ختم غائله براي امنيت ما مشکل‎ساز مي‎شوند؟ ايشان از مجري پرسيدند؟ شما مسلمان هستيد يا خير؟ مجري گفت بله مسلمانم. آقاي فيصل رضا پرسيد: اگر امروز به خانه کعبه يا حرم رسول‌الله (ص) حمله شود، براي دفاع مي‎رويد يا خير؟ مجري پاسخ داد بله بر خود واجب مي‎دانم که بروم، و او بلافاصله پاسخ داد: خب زينبيون هم براي دفاع از اولاد رسول‌الله (ص) رفته‎اند. من هم بايد بجنگم. شما هم بايد بجنگيد. من هم بايد الان آنجا باشم.

البته رسانه‎‎هاي ايران هم هنوز به‎طور کامل نتوانسته‌اند بسياري از اتهاماتي را که از عمد يا نادانسته به اين بچه‎ها زده مي‌شود، برطرف کنند.

بله. به‎نظرم رسانه‎ها بايد غبار مظلوميت را از چهره بچه‎‎هاي مدافع حرم، خصوصا بچه‎‎هاي زينبيون پاکستان، بردارند. بايد به مخاطبان بگويند که ما تروريست نيستيم. ما مظلوم بوديم و هستيم و فقط براي دفاع از حرم اهل‌بيت (ع) و امنيت سرزمين‎‎هاي شيعه به سوريه رفتيم. البته اين نکته را هم بگويم که رسانه‎‎هاي ايران، متاسفانه خيلي به نقش ارتش سوريه نمي‎پردازند و حتي ارتش را تضعيف مي‎کنند؛ در صورتي که ارتش سوريه تا به حال بيشتر از ده‌ها هزار نفر شهيد داده است.

خب اگر موافق باشيد کمي درباره عمليات‎‎هاي که زينبيون در آن شرکت داشته‌اند صحبت کنيم.

در عمليات آزاد‎سازي نبل و الزهرا که از چندين شهيد زينبيون، در اين عمليات تقديم به ساحت اهل بيت (ع) شده‎اند، تيپ زينبيون نقش مهمي را ايفا کرد و به حول و قوه الهي توانستيم بعد از چهار سال و نيم محاصره، اين منطقه را آزاد کنيم. تيپ زينبيون يک تيپ نگهدارنده نيست. تيپي خط شکن و هجومي است. علتش اين است که نيرو‎هاي تيپ که بيشتر از اهالي پاراچنار هستند، به علت محاصره پنج ساله در پاراچنار و شرايط سخت زندگي، با اين شرايط غريبه نيستند. بچه‎‎هاي زينبيون به هيچ‌وجه عقب نمي‎نشينند. مثلا در يکي از عمليات‎ها به علت آتش سنگين، بچه‎‎هاي حزب‎الله سوريه مي‎خواستند عقب بروند و جلوي بچه‎‎هاي زينبيون را مي‎گرفتند که پيشروي نکنند. ما در زينبيون اسير نداريم. 96 شهيد تقديم کرده‌ايم که 3 نفرشان جزو شهداي مفقودالاثر هستند.

درباره آينده سوريه تحليل شخصي خودتان چيست؟

روسيه با آمريکا به توافق رسيد و اعلام کرد که مسئله سوريه را بايد با راه‌حل سياسي حل کرد؛ در صورتي که نظر ما اين نيست. اگر اين اتفاق نمي‎افتاد، طي شش ماه، مسئله سوريه حل مي‎شد. کما اينکه اين اتفاق در حال وقوع بود.

حلب يکي از مهم‎ترين شهرهاي اقتصادي سوريه است و با ترکيه هم‌مرز است و همه گروه‎ها هم در آنجا حضور دارند. اهميت حلب آن‌قدر بالاست که سيدحسن نصرالله، چند روز قبل، در سخنراني خود گفتند: «يک چشم ما به جلو (قدس) و يک چشم ما به حلب است». لذا به‎نظر مي‎رسد حفظ حلب مهم‎ترين مسئله است.

و در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.

ما انشاءالله بيت‌الله را قبل از قدس آزاد مي‎کنيم و آل‌سعود را که از يهود بدتر است و رابطه پنهانش با جبهه استکبار آشکار شده، نابود خواهيم کرد