|
|
 |
پر امتیازترین مطالب |
|
|
|
 |
پر بیننده ترین مطالب |
|
|
|
|
 |
آرشيو دسته بندي محتواي مجله |
|
|
|
 |
آمار سایت |
|
|
امروز : 144 ديروز : 2828 كاربران فعال : 37 |
|
|
|
|
|
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57) در روزگار شروع طلبگي به اين حديث شريف زياد مي انديشيدم كه «اذامات العالم ثلم فيالاسلام ثلمـه لا يسدها شيء.» ايجاد شكاف در اسلام با درگذشت علما برايم تبديل به معما شده بود. به خود مي گفتم مگر ممكن است با وجود عالمان ديگر، چنين ضربهاي به اسلام وارد شود؟ برايم سئوال بود كه چرا در حديث شريف، به جبرانناپذيري اين ضربه تأكيد شده است؟
|
حزبالله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55) انقلاب اسلامي ايران بهعنوان يك انقلاب مكتبي، علاوه بر ايجاد تغييرات اساسي در ايران، تحولات چشمگيري را نيز در برخي كشورهاي منطقه پديد آورد. در واقع انديشه والاي امام خميني مبني بر صدور انقلاب اگرچه از سوي عدهاي كجفهم يا مغرض تعبير به حمله نظامي و تصرف فيزيكي شد، اما آنگونه كه از رهكردهاي آن پير فرزانه استنباط مي شود، صرفا بر ايجاد روحيه اسلامگرايي، مقاومت در برابر ظلم و احياي مجدد عظمت و شكوه اسلامي تأكيد دارد.
|
بنده بزرگان بودن حقشناسي است(ويژه نامه شماره 52) اعتراف ميكنم كه هيچگاه توفيق حضور در جلسات وعظ حضرت حقشناس رحمتاللهعليه را پيدا نكردم و فقط از دور و نزديك، مطالب سربستهاي از خلقيات و اخلاقيات ايشان ميشنيدم.
اعتراف ميكنم كه هيچگاه نشناختمشان. هرچند بعيد ميدانم اگر پاي وعظ اين مرد بزرگ هم نشسته بودم، الان ميتوانستم ادعايي به بزرگي شناختشان داشته باشم؛ كه مردان خدا را فقط خدا ميشناسد...
بعد از رحلت حضرتش بود كه بيشتر با كرامات و نكات اخلاقي ايشان آشنا شدم. پراكنده مطالبي درباره ايشان ميخواندم و يا مواعظشان را كه از گوشه و كنار به دستم ميرسيد مرور ميكردم و يا فايلهاي صوتي و تصويريشان را ميشنيدم و ميديدم... تا همين روزها؛ تا پروندهاي كه قرار شد براي سالگرد وفات حضرت آيتالله حقشناس رحمتاللهعليه جمعآوري شود و به اين بهانه بيشتر خواندم و شنيدم. بهسراغ خواص و شاگردان ايشان رفتم و... بيشتر نفهميدم و نشناختم!
الان كه مشغول نوشتنم، مدام به اين حديث شريف حضرت اميرالمؤمنين عليه افضل صلواتالمصلين فكر ميكنم كه فرمود: «اذا مات العالم ثلم فيالاسلام ثلمه لايسدها شيء.» «زمانيكه عالمي فوت ميكند، شكاف و رخنهاي در اسلام بهوجود ميآيد كه هيچچيزي آن را پر نخواهد كرد.» اين روزها بيشتر از قبل ميتوان به عمق اين حديث نوراني پي برد. اين روزهايي كه بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند اخلاق و اخلاقگرايي هستيم؛ اين روزهاي آخرالزماني، چه چيزي ميتواند جاي خالي بزرگ مرد اخلاق و عرفان را پركند؟
|
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51) فلسفه ايراني، همواره ميتواند گزارهاي جدلآفرين باشد. بالاخص در زمانهاي كه «غربگرايي» بهمثابه يك امر عيني نمود دارد. پس وقتيكه از فلسفه ايراني يا فلسفه در ايران سخن ميگوييم، بايد وجوه بحث را بهنحوي سامان دهيم كه شاخصهاي تفكيك با فلسفه غرب، بهخوبي عيان شود. در پروندهاي كه از نظرتان ميگذرد، به مباحث مختلف در حوزه فلسفه ايراني پرداختهايم؛ از مسائل انتزاعي تا انضمامي؛ ليكن گستردگي بحث بهنحوي است كه ميتوان آن را در آينده نيز در صورت و سيرتي ديگر ادامه داد. مهمترين وجه اين رويكرد آن است كه ما قابليتها و كاستيهاي خود را در حوزه فلسفه شناسايي كنيم تا اينچنين اسير وهمهاي زودگذر نشويم؛ وهمهايي كه بعضا شبحي از فلسفه هستند و در لفافه خرد، بيخردي را پرورش ميدهند
|
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50) 22 تيرماه 1378 در راه گرگان به مشهد يك خودروي سواري با يك ميني بوس تصادف كرد. در ميان چند نفري كه در اين تصادف كشته شدند، يكي علي صفايي حايري بود. تهران غرق بحران كوي دانشگاه بود كه بعد از 18 تير شعله ور شده بود و روزنامهها جا نداشتند تيتر بزنند، استاد علي صفايي حايري يا عين صاد(ع.ص)...
اما استاد علي صفايي حايري را كسي از روزنامهها و تلويزيون نشناخته بود تا در سكوت اين رسانهها، از داغ رفتن حاج شيخ بي خبر بمانند. دور از هياهوي رسانهاي خبر در تمام كشور منتشر شد و در دهها شهر كشور مردمي كه شيخ را مي شناختند، عزادار شدند. در غم مردي كه زندگي اش بي سكون بود و بسياري از جماعت هاي متنوع با سليقهها و سطوح اجتماعي مختلف از وجود شيخ بهره برده بودند و با رفتنش سوختند. صفايي اهل تفكر و انديشه بود و بر اساس آنچه ميانديشيد و به آن رسيده بود، عمل ميكرد. صفايي در تعليم و تربيت، فرهنگ، سياست، اقتصاد، هنر و ادبيات و علوم اسلامي و رفتار ورود داشت و سخت معتقد بود بايد بين يافتههاي مسلمانان و اسلام تفاوت قايل شد و هربار بايد يافتهها را با قرآن تطبيق داد و طرحينو درانداخت. صفايي در ادبيات و به كارگيري اصطلاحات در حوزههاي مختلف از واژهها و تعبيرهاي ديني وام مي گرفت و چهارچوبي كه ساخته بود همه از همين جنس، مصالح داشت. ادبيات و مفاهيم و واژههاي چپ رايج در آن روز در آن راهي نداشت. رفتار، منش و سبك زندگي صفايي نيز او را از تئوري پردازان ديگر متمايز مي كرد. او اگر از روش رسول الله(ص) در ياري دادن مؤمنان مي گفت، خود ياري گر مؤمنان بود و اگر مي گفت: رسول خدا طبيب دوار به طبه است خود نيز اينگونه بود و لازمه چنين بودن تواضعي بيش از حد بود كه پاي آن هم ايستاد؛ حتي به قيمت متهم شدن به شكستن حرمت لباس روحانيت و اتهامهاي ديگر. ويژگي هاي رفتاري و انديشههاي مستقلِ شيخ، گروهي را از او دور مي كرد و در عوض طيف رنگارنگي از
|
شاگرد قريب(ويژه نامه شماره 49) حتما سئوال مي كنيد «ويژه نامه دكتر عليرضا مرندي» مناسبتش چيست؟ خيلي صريح پاسخ مي دهيم: مناسبتي ندارد. براي انتشار ويژه نامه اي مفصل، سراغ كسي رفتيم كه از سال 58 تاكنون، يكي از مديران حوزه بهداشت و سلامت كشور بوده است. كسي كه در جواني به پيشنهاد استادش دكتر قريب به آمريكا رفت و پس از انقلاب با چمداني از مدرك و تخصص به كشور بازگشت. مرندي، بار علمي اش را در خارج كشور بست، اما آن را در خدمت بيگانه بهكار نگرفت؛ وقتي دوران ثمردهي اش رسيد، برگشت تا به قول خودش «نوكري» كند. كسي كه فوق تخصص كودكان از دانشگاه ويرجينيا آمريكا دارد و رتبه استادياري و دانشياري دانشگاه «رايت - استيت» آمريكا را گرفته، شايد سخت از آمريكا دل
|
همه قربانيان عاليجناب(ويژه نامه شماره 48) دانشگاه آزاد اسلامي با پوشش بيش از 40 درصد از دانشجويان كشور نقش مؤثري در امور فرهنگي، علمي، آموزشي و مسائل اجتماعي دارد. اما نگاه آموزشي و اقتصادي و شبكه قدرت مسئولان حاضر اين دانشگاه به آن، روندي را به وجود آورده است كه در پس آن نوعي تكصدايي در اين دانشگاه ايجاد شود.
هرچند صاحبنظران و دغدغه مندان تاكنون انتقادهاي زيادي را براي حل مشكلات دانشگاه آزاد ارائه كرده اند، اما همواره با بي مهري مسئولان اين دانشگاه به دادگاه كشانده شدهاند و يا انتقاد آنها به شرارت و «سرزنش خار مغيلان» و موذي گري تعبير شده است.
|
دزد با چراغ آمده است(ويژه نامه شماره 47) اين پرونده محصول يك نگراني است. حاصل يك حيراني است كه چطور بعضي از ما دل سپردهايم به آدمهايي كه تيغهايشان را برايمان تيز كرده اند و ما همينطور فقط نگاه مي كنيم. «فارسي وان» حكايت دزدي است كه با چراغ آمده است تا گزيدهتر برد كالا... حق داريد اگر بپرسيد كه مگر چند نفر ماهواره دارند و چند نفر اصلا پاي «فارسي وان» مي نشينند؟ نكته اينجاست كه جنگ نرم اتفاقا اينبار هم شاخ دارد و هم دم. وقتي بچه هاي ما ياد مي گيرند كه بعد از آب خوردن، ليوانهايشان را به هم بزنند كه: «به سلامتي»، وقتي خيانت زن و شوهر به هم به رابطه طبيعي و عاشقانه آدم ها تعبير شد، وقتي شوخي هاي توي ميهماني ها به سمت كنايه هاي جنسي رفت و ما هم همينطور نشستيم و نگاه كرديم، اگر اين جنگ نرم نيست پس چيست؟ اگر كانون خانواده را تهديد نمي كند پس دارد چهكار مي كند؟ آيا براي اين است كه اوقات فراغت ما را پر كند و همين؟
|
شهرآشوب(ويژه نامه شماره 46) چه كسي مي تواند كتمان كند در فوتبال ايران برخي مربيان از بازيكن پول نمي گيرند؟ چه كسي مي تواند منكر رابطه دلالان با برخي بازيكنان و مربيان باشد و چه كسي مي تواند انكار كند كه برخي بازيكنان و مربيان با استفاده از روابط خاص در اين فوتبال مشغول به كار هستند؟
جمله كليشه اي و نخ نما شده «مگر مدرك داريد كه اين حرف ها را مي زنيد؟» آنقدر از سوي برخي مسئولان تكرار شده كه ديگر معترضان به اين وضعيت را خسته كرده است. مگر مي شود مربي از بازيكن بخواهد كه بخشي از قراردادش را به او بدهد و بعد درخواست رسيد و مدرك كند؟ شايد آنهايي كه براي اينگونه مسائل مدرك و سند مي خواهند هم خودشان مي دانند اين مسائل در فوتبال ايران وجود دارد. اينكه چرا اينگونه برخورد مي كنند، سئوالي است كه پاسخ آن هنوز روشن نيست.
حضور گسترده دلالان و جولان و نقشآفريني آنها در بخش هاي مختلف، موضوعي است كه برخي از اهالي فوتبال معتقدند با حضور كوتاهمدت در فوتبال مي توان بهراحتي به آن پي برد.
|
فصلي ديگر براي زنان(ويژه نامه شماره 45) مسئله زنان از جمله مسائلي است كه هم دغدغه مذهبي ها و انقلابي ها و هم محمل برنامه هاي سكولارها و بهويژه دشمنان انقلاب بوده و هست.
از اين جهت، مي توان گفت پايه و اساس ايجاد تشكيلاتي براي مديريت و برنامهريزي در حوزه زنان، هر دو وجه دغدغه هاي ديني و ضد ديني را بالقوه مي توانسته داشته باشد.
از جهتي ديگر، هر شخص و يا حزبي براي كسب آراي بيشتر در انتخابات، شعارها و برنامه هاي خود را بر اساس سليقه قشرهاي مختلفي از رأيدهندگان برنامهريزي مي كند. صرف نظر از سوءاستفاده يا عدم سوءاستفاده از سليقه هاي رأيدهندگان، توجه رأيگيرندگان به نيمي از جامعه كه زنان باشند معطوف شده و تلاش مي كنند براي كسب اين آراي كثير، شعارهاي خود را به سمت خوشايندي، زنان سوق دهند.
|
|
|
|
|