هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.4 استراتژي وحدت  
3.3 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
3.3 سكولاريزه كردن دين در ايران  
  پر بیننده ترین مطالب
457 سفياني مدرن  
400 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
392 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
272 روزگار فضل الله  
216 علوم انساني مبتني بر عقل شيعي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 144

ديروز : 2828

كاربران فعال : 37

پرونده
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
در روزگار شروع طلبگي به اين حديث شريف زياد مي انديشيدم كه «اذامات العالم ثلم في‎الاسلام ثلمـه لا يسد‎‎ها شيء.» ايجاد شكاف در اسلام با درگذشت علما برايم تبديل به معما شده بود. به خود مي گفتم مگر ممكن است با وجود عالمان ديگر، چنين ضربه‎اي به اسلام وارد شود؟ برايم سئوال بود كه چرا در حديث شريف، به جبران‎ناپذيري اين ضربه تأكيد شده است؟

حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
انقلاب اسلامي ايران به‎عنوان يك انقلاب مكتبي، علاوه بر ايجاد تغييرات اساسي در ايران، تحولات چشمگيري را نيز در برخي كشورهاي منطقه پديد آورد. در واقع انديشه والاي امام خميني مبني بر صدور انقلاب اگر‎چه از سوي عده‎اي كج‎فهم يا مغرض تعبير به حمله‎ نظامي و تصرف فيزيكي شد، اما آن‎گونه كه از رهكردهاي آن پير فرزانه استنباط مي شود، صرفا بر ايجاد روحيه اسلامگرايي، مقاومت در برابر ظلم و احياي مجدد عظمت و شكوه اسلامي تأكيد دارد.

بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
اعتراف مي‎كنم كه هيچ‎گاه توفيق حضور در جلسات وعظ حضرت حق‎شناس رحمت‎الله‎عليه را پيدا نكردم و فقط از دور و نزديك، مطالب سر‎بسته‎اي از خلقيات و اخلاقيات ايشان مي‎شنيدم. اعتراف مي‎كنم كه هيچ‎گاه نشناختم‎شان. هرچند بعيد مي‎دانم اگر پاي وعظ اين مرد بزرگ هم نشسته بودم، الان مي‎توانستم ادعايي به بزرگي شناخت‎شان داشته باشم؛ كه مردان خدا را فقط خدا مي‎شناسد... بعد از رحلت حضرتش بود كه بيشتر با كرامات و نكات اخلاقي ايشان آشنا شدم. پراكنده مطالبي درباره ايشان مي‎خواندم و يا مواعظ‎شان را كه از گوشه و كنار به دستم مي‎رسيد مرور مي‎كردم و يا فايل‎‎هاي صوتي و تصويري‎شان را مي‎شنيدم و مي‎ديدم... تا همين روزها؛ تا پرونده‎اي كه قرار شد براي سالگرد وفات حضرت آيت‎الله حق‎شناس رحمت‎الله‎عليه جمع‎آوري شود و به اين بهانه بيشتر خواندم و شنيدم. به‎سراغ خواص و شاگردان ايشان رفتم و... بيشتر نفهميدم و نشناختم! الان كه مشغول نوشتنم، مدام به اين حديث شريف حضرت اميرالمؤمنين عليه افضل صلوات‎المصلين فكر مي‎كنم كه فرمود: «اذا مات العالم ثلم في‎الاسلام ثلمه لايسد‎ها شيء.» «زماني‎كه عالمي فوت مي‎كند، شكاف و رخنه‎اي در اسلام به‎وجود مي‎آيد كه هيچ‎چيزي آن را پر نخواهد كرد.» اين روز‎ها بيشتر از قبل مي‎توان به عمق اين حديث نوراني پي برد. اين روز‎هايي كه بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند اخلاق و اخلاق‎گرايي هستيم؛ اين روز‎هاي آخرالزماني، چه چيزي مي‎تواند جاي خالي بزرگ ‎مرد اخلاق و عرفان را پركند؟

فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
فلسفه ايراني، همواره مي‎تواند گزاره‎اي جدل‎آفرين باشد. بالاخص در زمانه‎اي كه «غرب‎گرايي» به‎مثابه يك امر عيني نمود دارد. پس وقتي‎كه از فلسفه ايراني يا فلسفه در ايران سخن مي‎گوييم، بايد وجوه بحث را به‎نحوي سامان دهيم كه شاخص‎هاي تفكيك با فلسفه غرب، به‎خوبي عيان شود. در پرونده‎اي كه از نظرتان مي‎گذرد، به مباحث مختلف در حوزه فلسفه ايراني پرداخته‎ايم؛ از مسائل انتزاعي تا انضمامي؛ ليكن گستردگي بحث به‎نحوي است كه مي‎توان آن را در آينده نيز در صورت و سيرتي ديگر ادامه داد. مهم‎ترين وجه اين رويكرد آن است كه ما قابليت‎ها و كاستي‎هاي خود را در حوزه فلسفه شناسايي كنيم تا اين‎چنين اسير وهم‎هاي زودگذر نشويم؛ وهم‎هايي كه بعضا شبحي از فلسفه هستند و در لفافه خرد، بي‎خردي را پرورش مي‎دهند

براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
22 تيرماه 1378 در راه گرگان به مشهد يك خودروي سواري با يك ميني بوس تصادف كرد. در ميان چند نفري كه در اين تصادف كشته شدند، يكي علي صفايي حايري بود. تهران غرق بحران كوي دانشگاه بود كه بعد از 18 تير شعله ور شده بود و روزنامه‎‎ها جا نداشتند تيتر بزنند، استاد علي صفايي حايري يا عين صاد(ع.ص)... اما استاد علي صفايي حايري را كسي از روزنامه‎‎ها و تلويزيون نشناخته بود تا در سكوت اين رسانه‎‎ها، از داغ رفتن حاج شيخ بي خبر بمانند. دور از هياهوي رسانه‎اي خبر در تمام كشور منتشر شد و در ده‎‎ها شهر كشور مردمي كه شيخ را مي شناختند، عزادار شدند. در غم مردي كه زندگي اش بي سكون بود و بسياري از جماعت ‎هاي متنوع با سليقه‎‎ها و سطوح اجتماعي مختلف از وجود شيخ بهره برده بودند و با رفتنش سوختند. صفايي اهل تفكر و انديشه بود و بر اساس آن‎چه مي‎انديشيد و به آن رسيده بود، عمل مي‎كرد. صفايي در تعليم و تربيت، فرهنگ، سياست، اقتصاد، هنر و ادبيات و علوم اسلامي و رفتار ورود داشت و سخت معتقد بود بايد بين يافته‎‎هاي مسلمانان و اسلام تفاوت قايل شد و هربار بايد يافته‎‎ها را با قرآن تطبيق داد و طرحي‎نو درانداخت. صفايي در ادبيات و به كار‎گيري اصطلاحات در حوزه‎‎هاي مختلف از واژه‎‎ها و تعبير‎هاي ديني وام مي گرفت و چهارچوبي كه ساخته بود همه از همين جنس، مصالح داشت. ادبيات و مفاهيم و واژه‎‎هاي چپ رايج در آن روز در آن راهي نداشت. رفتار، منش و سبك زندگي صفايي نيز او را از تئوري پردازان ديگر متمايز مي كرد. او اگر از روش رسول الله(ص) در ياري دادن مؤمنان مي گفت، خود ياري گر مؤمنان بود و اگر مي گفت: رسول خدا طبيب دوار به طبه است خود نيز اين‎گونه بود و لازمه چنين بودن تواضعي بيش از حد بود كه پاي آن هم ايستاد؛ حتي به قيمت متهم شدن به شكستن حرمت لباس روحانيت و اتهام‎‎هاي ديگر. ويژگي ‎هاي رفتاري و انديشه‎‎هاي مستقلِ شيخ، گروهي را از او دور مي كرد و در عوض طيف رنگارنگي از

شاگرد قريب(ويژه نامه شماره 49)
حتما سئوال مي كنيد «ويژه نامه دكتر علي‎رضا مرندي» مناسبتش چيست؟ خيلي صريح پاسخ مي دهيم: مناسبتي ندارد. براي انتشار ويژه نامه اي مفصل، سراغ كسي رفتيم كه از سال 58 تاكنون، يكي از مديران حوزه بهداشت و سلامت كشور بوده است. كسي كه در جواني به پيشنهاد استادش دكتر قريب به آمريكا رفت و پس از انقلاب با چمداني از مدرك و تخصص به كشور بازگشت. مرندي، بار علمي اش را در خارج كشور بست، اما آن را در خدمت بيگانه به‎كار نگرفت؛ وقتي دوران ثمردهي اش رسيد، برگشت تا به قول خودش «نوكري» كند. كسي كه فوق تخصص كودكان از دانشگاه ويرجينيا آمريكا دارد و رتبه استادياري و دانشياري دانشگاه «رايت - استيت» آمريكا را گرفته، شايد سخت از آمريكا دل

همه قربانيان عالي‎جناب(ويژه نامه شماره 48)
دانشگاه آزاد اسلامي با پوشش بيش از 40 درصد از دانشجويان كشور نقش مؤثري در امور فرهنگي، علمي، آموزشي و مسائل اجتماعي دارد. اما نگاه آموزشي و اقتصادي و شبكه قدرت مسئولان حاضر اين دانشگاه به آن، روندي را به وجود آورده است كه در پس آن نوعي تك‎صدايي در اين دانشگاه ايجاد شود. هرچند صاحب‎نظران و دغدغه مندان تاكنون انتقادهاي زيادي را براي حل مشكلات دانشگاه آزاد ارائه كرده اند، اما همواره با بي مهري مسئولان اين دانشگاه به دادگاه كشانده شده‎اند و يا انتقاد آن‎ها به شرارت و «سرزنش خار مغيلان» و موذي گري تعبير شده است.

دزد با چراغ آمده است(ويژه نامه شماره 47)
اين پرونده محصول يك نگراني است. حاصل يك حيراني است كه چطور بعضي از ما دل سپرده‎ايم به آدم‎هايي كه تيغ‎هاي‎شان را براي‎مان تيز كرده اند و ما همين‎طور فقط نگاه مي كنيم. «فارسي وان» حكايت دزدي است كه با چراغ آمده است تا گزيده‎تر برد كالا... حق داريد اگر بپرسيد كه مگر چند نفر ماهواره دارند و چند نفر اصلا پاي «فارسي وان» مي نشينند؟ نكته اين‎جاست كه جنگ نرم اتفاقا اين‎بار هم شاخ دارد و هم دم. وقتي بچه هاي ما ياد مي گيرند كه بعد از آب خوردن، ليوان‎هاي‎شان را به هم بزنند كه: «به سلامتي»، وقتي خيانت زن و شوهر به هم به ‎رابطه طبيعي و عاشقانه آدم ها تعبير شد، وقتي شوخي هاي توي ميهماني ها به سمت كنايه هاي جنسي رفت و ما هم همين‎طور نشستيم و نگاه كرديم، اگر اين جنگ نرم نيست پس چيست؟ اگر كانون خانواده را تهديد نمي كند پس دارد چه‎كار مي كند؟ آيا براي اين است كه اوقات فراغت ما را پر كند و همين؟

شهرآشوب(ويژه نامه شماره 46)
چه كسي مي تواند كتمان كند در فوتبال ايران برخي مربيان از بازيكن پول نمي گيرند؟ چه كسي مي تواند منكر رابطه دلالان با برخي بازيكنان و مربيان باشد و چه كسي مي تواند انكار كند كه برخي بازيكنان و مربيان با استفاده از روابط خاص در اين فوتبال مشغول به كار هستند؟ جمله كليشه اي و نخ نما شده «مگر مدرك داريد كه اين حرف ها را مي زنيد؟» آن‎قدر از سوي برخي مسئولان تكرار شده كه ديگر معترضان به اين وضعيت را خسته كرده است. مگر مي شود مربي از بازيكن بخواهد كه بخشي از قراردادش را به او بدهد و بعد درخواست رسيد و مدرك كند؟ شايد آن‎هايي كه براي اين‎گونه مسائل مدرك و سند مي خواهند هم خودشان مي دانند اين مسائل در فوتبال ايران وجود دارد. اين‎كه چرا اين‎گونه برخورد مي كنند، سئوالي است كه پاسخ آن هنوز روشن نيست. حضور گسترده دلالان و جولان و نقش‎آفريني آن‎ها در بخش هاي مختلف، موضوعي است كه برخي از اهالي فوتبال معتقدند با حضور كوتاه‎مدت در فوتبال مي توان به‎راحتي به آن پي برد.

فصلي ديگر براي زنان(ويژه نامه شماره 45)
مسئله زنان از جمله مسائلي است كه هم دغدغه مذهبي ها و انقلابي ها و هم محمل برنامه هاي سكولارها و به‎ويژه دشمنان انقلاب بوده و هست. از اين جهت، مي توان گفت پايه و اساس ايجاد تشكيلاتي براي مديريت و برنامه‎ريزي در حوزه زنان، هر دو وجه دغدغه هاي ديني و ضد ديني را بالقوه مي توانسته داشته باشد. از جهتي ديگر، هر شخص و يا حزبي براي كسب آراي بيشتر در انتخابات، شعارها و برنامه هاي خود را بر اساس سليقه قشرهاي مختلفي از رأي‎دهندگان برنامه‎ريزي مي كند. صرف نظر از سوء‎استفاده يا عدم سوء‎استفاده از سليقه هاي رأي‎دهندگان، توجه رأي‎گيرندگان به نيمي از جامعه كه زنان باشند معطوف شده و تلاش مي كنند براي كسب اين آراي كثير، شعارهاي خود را به سمت خوشايندي، زنان سوق دهند.

 1  2  3  4  5  6  >  >>  
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب