هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
81 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1902

ديروز : 2563

كاربران فعال : 46

 رساله هديه شعبانيه   
  -   1389/05/08
خلاصه  :  دكتر محمدجواد لاريجاني/ 1- مرحوم مجلسي (ره) در بحار، حديثي از اميرمؤمنان علي (عليه السلام) نقل مي نمايد كه ايشان در اول ماه شعبان از كنار مسجدي گذر مي كردند و ديدند جمعي از مسلمانان - با مليت هاي گوناگون- گرد آمده اند و در اموري مانند قضا و قدر و مسائل مناقشه اي، به بحث و مجادله مشغولند. حضرت توقف كرده، در جمع

1. مرحوم مجلسي (ره) در بحار، حديثي از اميرمؤمنان علي (عليه السلام) نقل مي نمايد كه ايشان در اول ماه شعبان از كنار مسجدي گذر مي كردند و ديدند جمعي از مسلمانان - با مليت هاي گوناگون- گرد آمده اند و در اموري مانند قضا و قدر و مسائل مناقشه اي، به بحث و مجادله مشغولند. حضرت توقف كرده، در جمع آنان حاضر شدند و ضمن سرزنش آنان در پرداختن به مسائلي كه نفعي عملي در راه سعادت‎شان ندارد و توصيف بندگان موفق خدا كه در عين فصاحت و عقل و دانش، زبان در كام نگاه داشته و در مقابل عظمت الهي زبان‎شان بند آمده و با اعمال نيك به سوي خدا سبقت مي گيرند، فرمودند:
«هذا يوم غرّه شعبان الكريم سمّاه ربّنا شعبان لتشعّب الخيرات فيه، قد فتح ربّكم فيه أبواب جنانه، وعرض عليكم قصورها وخيراتها بأرخص الاثمان، وأسهل الامور، فأبيتموها؟! وعرض لكم ابليس اللّعين شعب شروره وبلاياه، فأنتم دائبا تنهمكون في الغي والطّغيان، تمسكون بشعب ابليس وتحيدون عن شعب الخير المفتوح لكم أبوابه.
هذه غرّه شعبان وشعب خيراته: الصّلوه والصوم والزّكاه والامر بالمعروف والنّهي عن المنكر وبرّ الوالدين والقرابات والجيران واصلاح ذات البين والصّدقه علي الفقراء والمساكين» [بحارالانوار، ج 94، ص 56]
از بيانات فوق الذكر مولي (عليه السلام)، مي توان اموري را درك كرد كه بدين قرارند:
الف: اين كه يكي از بركات ماه شعبان اين ‎است كه خود را از اشتغالات مألوف ـ كه مي تواند به اسم دين و دينداري هم باشد ـ خارج كرده و به مسيري راه خود را تصحيح نماييم كه مسير بندگان موفق و خالص اوست. علامت اشتغال غفلت آور و انحرافي، پرگويي و شلوغي و درگيري در مباحثات و مجادلات ملال آور، گرچه به‎ظاهر پرهيجان، است، ليكن بندگان موفق، زبان‎شان در كام و دل‎شان به نور معرفت و دانش روشن است و اعمال‎شان مقهور هيجانات درگيري ها نيست، بلكه در سايه «عقل» قرار دارد.
با ياد خداوند، زبان‎شان بند مي آيد و فكرشان مدهوش مي شود و... حاصل اين شوق و خشوع، انزوا و بي حالي و ادعاهاي باطل نيست، بلكه سبقت در انجام اعمال زاكيه است. بنابراين در مقابل خداوند، هرگز اعمال خود را زياد و مهم نمي پندارند و وقتي كارهاي خود را كه به‎خاطر خدا انجام داده اند، در مقابل الطاف او مي گذارند در نتيجه، آن‎ها را بسيار كم و بي مقدار مي بينند. لذا داراي تواضع و خضوع و صداقت هستند.
امام (عليه السلام) با ترسيم صفات بندگان موفق الهي، هدف از تصحيح مسير در ماه شعبان را روشن مي كنند. نفس توجه به اين امر و اين كه انسان بتواند خود را از حاكميت شرايط خلاص كرده و به تغيير و تصحيح مسير، انديشه كند، معادل «بيداري» است كه مي تواند سرآغاز توفيقات فراوان باشد. لذا بايد نام آن را «يقظه شعبانيه» گذاشت.
ب: «مسابقه به سوي اعمال نيكو» ويژگي ديگر ماه شعبان است:
شرايط اين سبقت گرفتن مهياست: خداوند راه هاي خيرات را متعدد و متشعب ساخته است. يعني در ماه شعبان بايد يك قيام تمام و كمال براي انجام كارهاي خير صورت گيرد و در اين مسير از همه شعبه ها و شاخه هاي اقدام استفاده كرد و هشدار داده شده است كه در مقابل، شيطان لعنت شده نيز دام هاي خود را براي فريفتن انسان هاي مؤمن و بازداشتن آنان از بيداري و مسابقه به سوي خيرات، گسترده است.
البته مولي براي روشن شدن موضوع، شعب متعدد خيرات را نام مي برند: نماز، روزه، زكات، امر به معروف، نهي از منكر، نيكي به پدر و مادر و نزديكان و همسايگان و اصلاح اختلافات بين افراد و صدقه به فقرا و مساكين.
يعني به تناسب وضعيت و امكانات همواره مي توانيم اقدامات مناسبي را كه از مصاديق عمل در شعب خير باشد، انجام دهيم. راه و بهانه اي هم براي تنبلي و بازيگوشي وجود ندارد.
حال سئوالي كه به ذهن تبادر مي كند، اين است كه: آيا از ميان اين شعب خير، برخي را درجات بالاتري است؟ نحوه درجه بندي خيرات چگونه است؟
2. امام (عليه السلام) پس از توضيح مراتب فوق، در ادامه حديث با اشاره به حادثه اي تاريخي، از زبان پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)، مراتب مختلف در اعمال خير را به تصوير كشيده اند. اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: « ألا لا أحدثكم إلا بما سمعته من رسول ا...» همانا بدانيد كه در اين‎باره چيزي به شما نمي گويم، مگر آن كه آن را از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) شنيده باشم. آن گاه امام (عليه السلام)، داستان اعزام لشكري را از سوي پيامبر بيان كردند كه براي جنگ با كفار رفته بودند و از نحوه كارشان خبري نيامده بود و پيامبر دل نگران بودند و فرمودند: «ليت لنا من يتعرّف أخبارهم ويأتينا بأنبائهم.» اي‎كاش كسي از آن‎ها خبري بگيرد و به ما درباره اوضاع آنان چيزي بگويد. در همين احوال، به‎ناگاه بشارت دهنده اي آمد و خبر پيروزي اين لشكر اعزامي و هزيمت سنگين كفار را به پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) و جمع دلواپس مسلمين كه گرد پيامبر بودند، داد. سپس همه از مدينه خارج شده و به استقبال اين لشكر پيروز رفتند. فرماندهي سپاه با زيدبن حارثه بود و قيس بن عاصم المنقري، قتاده بن النعمان و عبدا... بن رواحه، فرماندهان ارشد اين لشكر بودند. آن گاه داستان اين نبرد و نحوه پيروزي عجيب لشكر اسلام، و امور عجيب و كرامات فراواني كه از اين چهار افسر ارشد سپاه اسلام در اين معركه – كه در ماه شعبان واقع شده بود- در محضر پيامبر و مسلمانان كه به استقبال آمده بودند، بيان شد.
آن گاه پيامبر، پيروزي ارتش اسلام را به بركت وجود اين فرماندهانِ آگاه، عارف، عابد و «قدر ماه شعبان دان» دانسته و فرمودند:
«و امّا قيس بن عاصم المنقري، فأنهُ امر به معروف في غرّه شعبان و قد نهي عن منكر و دلّ علي خير....
و امّا قتاده بن النعمان، فانّه قضي دينا كان عليه في غرّه شعبان...
و امّا عبدا... بن رواحه، فانّه كان برّا بوالديه، فكثرت غنيمتهُ في هذه الليله...».
پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) دليل ظهور كرامات و توفيقات اين سه فرمانده در جنگ را توجه آنان به ماه شعبان (كه از تأكيد بر آغاز ماه فهميده مي شود) و سپس عمل خيري را انجام دادند، دانسته اند. امّا در مورد زيدبن حارثه، كه فرماندهي كل سپاه راه به عهده داشت و در شجاعت و فضل معروف بود، فرمود:
«و امّا زيدبن حارثه الّذي كان يخرج من فيه نورٌ اضوء مِن الشمس الطالعه و هو سيد القوم و أفضلهم، فلقد علم ا... ما يكون منه فأختاره و فضّله بما يكون منه أنّه في اليوم الّذي ولي هذه الليله، الّتي كان فيها ظفر المؤمنين...»
فرمود:
«اما در شب تاريك واقعه از دهان زيدبن حارثه نوري خارج مي شد كه همانند نور خورشيد فروزان بود (و همه جا را روشن كرده و زمينه‎ساز پيروزي مسلمين شد) او آقاي اين لشكر و در فضل، بالاترين آن‎ها بود و دليل آن، خيري بود كه خدا مي دانست در فرداي روز پيروزي از وي سرمي زند!»
آن‎گاه پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود، در فرداي پيروزي يكي از منافقين لشكر اسلام، به پيش زيد آمد و گفت: «بخ بخ لك؛ لانظير لك في اهل بيت رسول ا... (صلي الله عليه وآله وسلم) و صحابته.»
منافق به زيد گفت: «تبريك مي‎گويم به تو، در ميان اهل بيت و صحابه پيامبر كسي هم‎شأن تو نيست.» و مقصود وي شوراندن زيد، عليه علي(عليه السلام) بود كه بر همه روشن شده بود كه ولايت را پس از پيامبر بايد به‎عهده بگيرد.
زيد در مقابل اين وسوسه و تحريك منافقانه، به تفصيل به بيان برتري و حق علي (عليه السلام) در امر ولايت پرداخت و اشاره كرد كه معناي آيه مباركه «ما جعل ا... لرجلٍ مِن قلبين في جوفه» (الاحزاب ـ آيه 4) اين است كه نمي‎شود انسان با يك دل، محمد و آل او را دوست داشته و ياري كند و با دلِ ديگر براي ديگران حق قائل شود و يا دشمنان آنان را دوست بدارد. بدان هركه دشمن اهل بيت را دوست بدارد، نمي‎تواند محب اهل بيت (و مقر به حقوق آنان) باشد.
زيد براي اثبات حق ولايت مولي، مطالب مفصل ديگري به آن منافق گفت. رسول خدا آن‎گاه چنين ادامه دادند:
«فلذلك فضّل ا... زيدا بما رأيتم و شرّفهُ بما شاهدتم؛ والذّي بعثني بالحقِّ نبيا، انّ الذي أعدّهُ ا... لِزيدِ في الآخره ليصغر في جنبه ما شهدتم في الدّنيا مِن نوره.»
بنابراين در ميان شعب خيرات و راه‎هاي گوناگون عمل نيكو در ماه شعبان، عملي وجود دارد كه عامل آن را برتري فوق‎العاده‎اي مي‎دهد و آن دفاع از حق ولي مشروع در مقابل توطئه منافقان است. اين خير همان تولي و تبري است
5/5 ستاره ها (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب