خانه
پرونده
آرشيو
اشتراك
پيوند ها
تماس با ما
جستجوی پیشرفته
هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
پر امتیازترین مطالب
5
غلبه عدالت در مسلماني جلال
5
شاگرد مدرسه جلال
4.8
نعمت بزرگي به نام جلال
4.6
مشكل آل احمد را من حل كردم
4
من اينكاره نبودم!
پر بیننده ترین مطالب
125
غلبه عدالت در مسلماني جلال
110
نعمت بزرگي به نام جلال
107
شاگرد مدرسه جلال
93
مشكل آل احمد را من حل كردم
81
مردمشناسي تاريخي 28 مرداد
آرشيو دسته بندي محتواي مجله
√
ستون یک
√
یادداشت
√
سیاست
√
اقتصاد
√
فرهنگ
√
جامعه
√
هنر و ادبیات
√
تاریخ
√
گفتگو
آمار سایت
امروز : 1919
ديروز : 2563
كاربران فعال : 44
گناه و رستگاري/گفتوگو با عليرضا رييسيان تهيه كننده و كارگردان «چهلسالگي»
-
1389/05/08
خلاصه
:
هادي كافي/ عليرضا رييسيان 15 سال بعد از چهلسالگي را تجربه كرده است، اما فيلم «چهلسالگي»اش روايتي آرام از خروش دروني انسان هاي حدود چهلسالگي است. فيلمي كه بهنظر نگارنده نه مثلث عشقي، بلكه درباره اخلاق در مثلث فرد، خانواده و اجتماع است. مي خواستم نقدي بر اين فيلم بنويسم، اما به جاي آن، حرفهايم را با خود سازنده فيلم مطرح كردم تا او پاسخ
عليرضا رييسيان 15 سال بعد از چهلسالگي را تجربه كرده است، اما فيلم «چهلسالگي»اش روايتي آرام از خروش دروني انسان هاي حدود چهلسالگي است. فيلمي كه بهنظر نگارنده نه مثلث عشقي، بلكه درباره اخلاق در مثلث فرد، خانواده و اجتماع است. مي خواستم نقدي بر اين فيلم بنويسم، اما به جاي آن، حرفهايم را با خود سازنده فيلم مطرح كردم تا او پاسخگو به اين نكات باشد. فكر مي كنم اگر اين فيلم را ديده باشيد، اين مصاحبه ديد بازتري در تحليل آن براي شما بهوجود بياورد و اگر نديده باشيد، شايد شرايط تصميمگيري مناسبتري را براي ديدن يا نديدن آن براي شما ايجاد مي كند.
شما همزمان با اكران فيلم «چهلسالگي» در گفتوگو با يكي از خبرگزاري ها گفته بوديد كه مخاطب فيلمتان از سالن سينما ناراضي بيرون نمي رود. منظورتان از مخاطب چيست؟ كدام طيف مخاطب فيلم شما هستند؟
از ابتداي ساخت اين فيلم هدف من طبقه متوسط شهري بود كسانيكه تحصيلاتي در حدود كارشناسي و از نظر اقتصادي جايگاه تعريفشده اي در طبقه متوسط دارند. هر چند ما به معناي جامعهشناختي تعريف مشخصي از طبقه متوسط نداريم و اين طبقه خيلي به هم ريخته شده است، ولي آن طيفي كه ميانه جامعه شهري محسوب مي شوند، هدف ما بوده و همين در اكران فيلم اتفاق افتاده است و سينماهاي ميدان انقلاب به بالاي شهر تهران، چهل سالگي فروش خوبي داشته است. من از ابتدا هدفم همين بوده و هيچ وقت سعي نكردم مردم را فريب بدهم و بگويم براي عامه مردم فيلم ساختهام. براي عامه مردم فيلم هاي خوبي، مانند «اخراجيها» و «پوپك و مش ماشاا...» ساخته مي شود.
دقيقا منظور من هم همين است؛ مردم جنوب شهر تهران يك سبك زندگي دارند كه هيچ
سنخيتي با داستان فيلم شما ندارد. دغدغههايشان و نوع رفتارهايشان از جنس شخصيت هاي فيلم شما نيست. آيا واقعا هدف شما اين بوده كه با اين آدم ها حرف نزنيد و فقط يكسري آدم هاي خاص را مخاطب قرار دهيد؟
قطعا همينطور بوده و من از زمان توليد اين فيلم گفتهام كه فيلم متفاوتي خواهد شد، كه شد و براي طيف و طبقه خاصي است. اصلا خود من دوران كودكي، نوجواني و جوانيام را در ميان همين طبقه گذراندهام. پدر من كارمند بانك بود، مادرم ديپلمه و خانهمان از ابتدا در منطقه نيروي هوايي بود.
اينكه با حرف شما و فيلم «چهلسالگي» ناسازگار است!
نه، مردم آن منطقه طبقه متوسط جامعه هستند.
ولي شخصيت فيلم شما در بورس كار مي كند، پول هاي ميلياردي جابهجا مي كند، ماشين سوزوكي سوار مي شود و صاحب يك خانه كاملا شيك است.
فرهاد كه شخصيت اصلي فيلم است فقط يك ماشين دارد؛ كجا ماشين سوزوكي، پولداري محسوب مي شود؟!
يعني طبقه متوسط ماشين سوزوكي كه قيمتي بالاتر از 30 ميليون تومان دارد سوار مي شوند؟
همه طبقه متوسط كه روي يك خط اقتصادي قرار نمي گيرند. اين طبقه از منطقه نيروي هوايي مي تواند باشد تا قبل از فرمانيه.
پس شما براي اكثريت مردم فيلم نساختهايد؟
نه، از اول هم گفتم. اگر هم بسازم دروغ است، ريا است. چون من طبقه عموم مردم را نمي شناسم.
ببينيد، شخصيت هاي فيلم شما شامل يك قاضي پشيمان از قضاوت و عزلتگزيده، يك مرد ميانسال كه فارغ التحصيل حقوق بوده و هيچگاه وارد عرصه قضاوت نشده و يك مرد ميانسال ديگري كه موزيسين است و سال هاي اول انقلاب ايران را ترك كرده و زني كه دانشجوي موسيقي بوده، اما موسيقي را كنار گذاشته است. اينها همه شخصيت هاي شما هستند. آيا نسل بعد از انقلاب را در همين ها خلاصه مي كنيد و تصويري كه از آدم هاي بعد از انقلاب نشان مي دهيد اين است؟ يعني آدم هاي ديگري از نسل هاي مختلف انقلاب وجود ندارد؟
ديگران راجع به آنها فيلم مي سازند. چرا من بايد درباره آنها بسازم؟!
چرا شما دوست داريد هميشه و در همه فيلمهايتان يك موضوع سياسي يا موضوعات سياسي جريان داشته باشد؟
اين موضوع به آموختن من در نظام آكادميك برميگردد. چون من تحصيلكرده سينما هستم، نمي توانم بگويم مسائلي كه در فيلم هاي من وجود دارد اتفاقي بوده؛ نه، با آگاهي بوده و من هميشه به مسائلي كه در اجتماع مي گذرد حساس هستم و سعي مي كنم جنبههايي كه از مردم مملكت خودم مي بينم در قالب فرمولهايي كه از سينما آموختهام نشان بدهم. البته، فيلم چهلسالگي جنبه هاي ديگري هم دارد و مضامين عرفاني و ديني زيادي در آن مطرح شده است.
اتفاق اصلي اين فيلم به شك، نگار (شخصيت زن فيلم) بين عشق خود به شوهرش و دوست دوران مجردياش مربوط مي شود. اين شك با ديالوگ شخصيت نگار كاملا بيان مي شود؛ نگار يك روز قبل از رسيدن دوست دوران جوانياش از فرانسه به همكارش، خانم شيرازي، مي گويد: «نميدانم، تكليف خودم را نمي دانم.» شما در اين فيلم با صراحت يك زن شوهردار را نشان مي دهيد كه در بين عشق به شوهر خود و يك مرد ديگر شك مي كند. چرا بايد چنين موضوعي را مطرح كرد؟
اگر اين اتفاق پيش نيايد و اين حرف گفته نشود، درام منتفي مي شود.
چرا شما سراغ چنين درامي رفتيد؟
اصولا درام هاي روانشناسانه خانوادگي به درون و تربيت آدم ها برميگردد و اين تربيت اگر در تضاد با عامل بيروني قرار نگيرد، اصلا درامي شكل نمي گيرد. اگر ما از اول فيلم مي گفتيم اين زن همه چيزش درست است كه ديگر درامي شكل نمي گرفت. من مي خواهم بگويم اين سه نفر، يعني زن، شوهر و مردي كه مي آيد، چه بوده اند و الان چه شده اند و در نهايت چه تصميمي مي گيرند. ما قبل از ساخت اين فيلم حدود 70 پرونده قضايي قتل هاي ناموسي را بررسي كرديم و گروه تحقيق فيلم، پژوهش خوبي روي اين پرونده ها انجام دادند. به نتايج جالبي هم رسيديم؛ زماني كه اين مشكل پيش مي آيد معمولا بدترين راه كه كوتاهترين راه هم هست را انتخاب مي كنند. خيلي ها در اين موقعيت فكر مي كنند بهترين راه، كوتاهترين راه است و به گناه تن مي دهند. همه حرف اين فيلم قضاوت بر مبناي گناه يا رستگاري است و براي همين تمام چيدمان داستاني اين فيلم به جايي ختم مي شود كه نگار راه رستگاري را انتخاب مي كند و قاضي پيرنيا هم در اين فيلم ختم دادرسي را اعلام مي كند. تمام پيام معنوي و اخلاقي فيلم اين است كه اگر شما در موقعيت گناه، به گناه تن ندهيد حتما چيز بهتري پيش مي آيد.
حرف مهم ديگر اين فيلم اين است كه چون اساس در قضاوت دادگاه هاي اينجهاني، سند و شاهد است، پس كامل نيستند و به گفته حضرت امير عليه السلام تنها در قيامت است كه شاهد و قاضي يك نفر است و آن هم حضرت حق است. بخشي از فيلم اين پيام را دارد كه مسئله آخرت خيلي جدي است و من تقريبا در تمام كارهايم نگاه به جهان آخرت را دارم و چون در اين فيلم با مسئله قضاوت تركيب شده به نظرم اين نگاه كاملتر از فيلم هاي قبليام بوده است.
شما مي گوييد كه من رستگاري را نشان دادهام و تصميم براي اين رستگاري، اما تا حالا فكر كردهايد وقتي خانواده هاي جوان به سينما مي روند و اين فيلم را مي بينند چه تأثيري مي گيرند؟ يك زن با تمام گذشته و درونياتش و يك مرد با همه مشكلات و شرايط خانوادگي و چيزي كه در اجتماع مي بينند. بعد از ديدن اين فيلم چه فكري درباره خودشان، درونياتشان و طرف مقابل خود مي كنند؟
همه دوستان من، چه طيف سينمايي و چه دوستان و آشنايان من در طيف هاي مختلف و حتي بچه هاي جنگ و نيز دانشجويانم كه در حال انجام دادن تحقيقاتي هستند، همگي گفته اند اين فيلم يكي از پاكترين فيلمهايي است كه تا مرز تباهي پيش مي رود و سلامت بيرون مي آيد. من مي توانستم اين فيلم را خيلي پرفروشتر و تماشاگرپسندتر بسازم و جنبه هاي غيراخلاقي و حضور آن مرد در خانه زن كه در رمان چهلسالگي هم خيلي پررنگ است را در فيلم پررنگتر كنم، ولي رفتاري كه در كليت فيلم به تصوير كشيده شده است نشان مي دهد كه اين زن خيلي باوقار است و خيلي بااخلاق به يك مرد نزديك مي شود و از آن درستكارانه عبور مي كند، نه مخاطرهآميز.
شما فيلم «بيوفا»ي آمريكايي را ديدهايد؟ فكر نمي كنيد فيلم چهلسالگي نزديك به اين فيلم است، مي دانيم از نظر ظاهري هيچ شباهتي ندارند، اما از نظر دروني شباهت زيادي با هم دارند.
ببينيد، فيلم فارسي هاي قبل از انقلاب كه صحنه هاي غيراخلاقي داشت، پيام هاي اخلاقي هم داشتند، ولي هيچگاه نمي توان گفت آنها در زمينه اخلاق فيلم هاي مؤثري بودند. گاهي شما همه نكات بد را نشان مي دهي و در آخر مي گويي كه بدي هم سرانجام بد دارد، اما گاهي چيدمان فيلم را براساس يك مفهوم كاملا ديني قرار مي دهيم. اين فيلم اصلا براساس داستان پادشاه و كنيزك مثنوي مولاناست كه پر از ريزهكاري هاي عرفاني و معنوي است. ما بر همين اساس اين دو داستان (داستان پادشاه و كنيزك مولانا و رمان چهلسالگي ناهيد طباطبايي) را با هم تركيب كرديم.
من نتيجه و اثرگذاري اين فيلم را مي گويم. وقتي يك مرد متأهل 40 ساله از سينما بيرون مي آيد، چه فكري درباره شايدها و بايدهاي مربوط به همسرش ممكن است داشته باشد؟ وقتي آمارها و خبرها درباره خيانت زنان به شوهران شان بالاست و مردان همينطوري و بدون ديدن فيلم شما ذهنشان درگير اين موضوع است، وقتي فيلم شما را ببينند فكر مي كنيد چه اتفاقي در ذهن اين مردان مي افتد؟
اگر اينطور بگوييم اصلا نبايد در اين حوزه ها فيلم بسازيم و چرا نبايد بسازيم؟ كار من همين است كه اين مدلي را كه مي شناسم بسازم و هشدار بدهم.
شما هشدار چه چيزي را دادهايد؟
كه نتيجه درستكاري، رستگاري است.
كدام رستگاري؟ نگار در فيلم در پاسخ به آن مرد كه حالا در خانهاش است، مي گويد: وقتي يك موجسوار به يك موج بزرگ مي رسد و از آن رد مي شود خيلي هيجان دارد، اما وقتي به ساحل مي رسد احساس امنيت مي كند. اين جمله، يعني اين كه تو (مردي كه در دوران جواني عاشقش بود) براي من هيجان داشتي، ولي شوهرم براي من ساحل امن است براي من هيجاني ندارد و به تعبير من، عشق وجود ندارد، اما امنيت زندگي را به من مي دهد. اين زن در نهايت شوهرش را انتخاب مي كند، شما اين رستگاري را مي گوييد؟
زن در حقيقت به آن مرد مي گويد: تو آن موج بودي و انتخاب من ساحل امن است.
من پيام و حرف مستقيم فيلم شما را نمي گويم، اثرگذاري آن را مي گويم.
پس شما كل خطوط كلاسيك عرفاني اين ممكلت و تمام دنيا و تمام سينماي ديني دنيا را زير سئوال بردي، چون ساختار تمام آنها همين است. من مي گويم اگر شك نباشد ايمان بيمعني است. شما مي گوييد ممكن است كسي با ديدن اين فيلم به شك و به ورطه هلاكت بيفتد. اين حرف، اصل موضوع را منتفي مي كند. اصلا كل داستان يوسف و زليخا همين است كه اگر انسان در موقعيت گناه، خودش را نجات بدهد، رستگار مي شود. اگر موقعيت گناه وجود نداشته باشد كه رستگاري بيمعني است. من اگر در فيلم خودم موقعيت گناه را نشان ندهم كه رستگاري زن منتفي است.
يك نكته درباره كل عرصه هاي هنري در بعد از انقلاب هست. هنر ديني بعد از انقلاب ما در ظاهر خلاصه شده و حتما همه چيز بايد پالوده باشد. من مي خواهم بگويم اين تابوهايي كه در هنر بعد از انقلاب ايجاد شد، غلط بود و من در فيلم خود دنبال نشانه هاي اين فرهنگ كه برآمده از ظرافت ايراني و توأم با معنويت اسلامي است، رفتم. من سعي كردم بگويم هنر بايد با ادبيات خودش پيش برود. از بطن موضوعاتي، چون خيانت، قتل و... مي تواند فيلم هاي ديني ساخته شود.
چرا اينقدر روي دين تأكيد داريد، شما واقعا خواستيد فيلم ديني بسازيد؟
من ادعايي ندارم، ولي در اين فيلم از پيام هاي ديني استفاده كردهام.
از موضوع محتواي فيلم بگذريم. فيلم شما جزو فيلم هاي پرهزينه نبود.
كم هزينه هم نبود.
به هرحال، سه بازيگر بيشتر نداشتيد.
درست است، اما از بهترين عوامل استفاده شد. قيمت اينها ممكن است از هشت بازيگر بيشتر باشد.
از فارابي چهقدر پول گرفتيد؟
هيچ پولي نگرفتم، اما قبل از جشنواره فيلم فجر گفتم به دليل اين كه همه هزينه فيلم را خود من پرداخت كردم و بدهي بالايي دارم نمي توانم فيلم را به جشنواره برسانم و تا آن زمان آماده نمي شود؛ فيلم هاي ديگري هم بودند، كه به 20 فيلم از جمله فيلم من 50 ميليون قرض دادند.
اين وام ها را كه معمولا پس نمي دهند.
نه، اينطور نيست. سه برگه چك از من گرفتهاند. من هم كسي نيستم كه پس ندهم.
براي جذب سرمايه سراغ چه نهادهايي رفتيد؟
فارابي، مركز گسترش سينماي تجربي، حوزه هنري، شهرداري و در بخش خصوصي به دو بانك مراجعه كردم و تا مرحله نهايي پيش رفتيم كه بعضي از همكاران خود ما كه مشاوران آنها هستند رأي آنها را زدند.
شهرداري تهران معمولا از اين نوع فيلم ها حمايت مي كند، چرا از فيلم شما حمايت مالي نكرد؟
من با شهرداري قرارداد داشتم و شخص شهردار تهران دستور داد كه طبق قرارداد سريعا عمل شود، اما يكي از مديران رده پايين شهرداري جلوي آن را گرفت.
با شهرداري چه قراردادي داشتيد؟
مشاركت 50 درصدي.
مشكل اجرايي نشدن قرارداد با شخص شما بود يا با موضوع فيلم؟
نمي دانم ولي خيلي فيلم هايي هستند كه با مشاركت شهرداري ساخته مي شوند و حتي فرهنگي هم محسوب نمي شوند. به هرحال شهرداري با من اين طور برخورد كرد يا فيلم چهل سالگي نمي دانم
0/5 ستاره ها (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن
به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزبالله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حقشناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب
info@panjerehweekly.com
© Copyright 2009
Powered By
213.ir