هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 57
شماره مجله 57
  پر امتیازترین مطالب
4.9 سفياني مدرن  
4.8 روزگار فضل الله  
3.4 استراتژي وحدت  
3.3 پيامدهاي سياسي فلسفه تاريخ آيت ا... جوادي آملي  
3.3 سكولاريزه كردن دين در ايران  
  پر بیننده ترین مطالب
456 سفياني مدرن  
397 مغالطه هاي اصلاح‎طلبانه  
392 وحدت فقط عكس گرفتن با لبخند نيست  
272 روزگار فضل الله  
216 علوم انساني مبتني بر عقل شيعي  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 81

ديروز : 2828

كاربران فعال : 50

  امتياز :  
بازخواني سرنوشت جريان‎‎هاي سياسي بعد از انقلاب
آرايش جديد

مهدي يميني


گاه در مقاطعي تاريخي اتفاق مي‎افتد كه سياستمداران كشور آن‎قدر در خود و پيله‎اي كه اطراف خود ساخته‎اند گرفتار مي‎شوند كه بين آن‎‎ها و جامعه فاصله مي‎افتد و از تحولات اجتماعي عقب مي‎مانند و اتفاقا در همين بزنگاه است كه درمي‎يابند پايگاه اجتماعي خود را از دست داده‎اند.
نگاه و انتخاب متفاوت ملت در سوم تير 84، وقتي هر دو جناح عمده سياسي كشور سمت - يا سمت‏‎هاي ديگري را به مردم نشان مي‎دادند، خبر از يك رنسانس اجتماعي مي‎داد. (به ميزان آراء معين و لاريجاني توجه كنيد) اما همچنان سياستمداران هر دو جريان در دام تحليل‎‎هاي غلط گرفتار بودند. اصلاح‎طلبان شكست‎خورده باور نكردند كه مردم از آن‎‎ها عبور كرده‎اند. از آن واقعه به ارتجاع ياد كردند و به شماتت مردم پرداختند و بر طي طريق در مسير گذاشته اصرار ورزيدند. اصول‎گرايان نيز در يك خطاي استراتژيك، از آن‎جا كه مرد منتخب از دامن آنان برخاسته بود، به تصور پيروزي، خود را آماده مديريت كشور در دوره جديد كردند، اما آن‎كه بيش و پيش از ديگران به عوامل و دلايل گرايش و انتخاب متفاوت مردم پي برده بود، خود فرد منتخب بود. او دريافته بود تنها راز بقايش در آينده اتكا به مردم و نه جريان‎‎ها و قدرت‎‎هاي سياسي است. به دليل همين رفتارش در اوايل كار، از نگاه ديگر سياستمداران، غيرمتعارف و عجيب به‎نظر مي‎رسيد. اما در چهار سال اول، نه او تلاش كرد به سياستمداران كهنه‎كار بفهماند عصرشان پايان يافته است و نه خود آنان سعي كردند اين حقيقت را بفهمند، تا اين‎كه حماسه 22 خرداد 1388 پيام صريح‎تري با خود آورد و اين‎كه حتي اجماع عمومي طيف‏ها، سليقه‎‎ها و جريان‎‎هاي مختلف اصلاح‎گرا و اصول‎طلب و سكوت معنادار «اصول‎گرايان محافظه‎كار» نيز نخواهد توانست يك جنبش عميق ملي را به تزلزل و ترديد وادارد. اما اين‎كه چرا دومين شوك نيز نتوانست سياستمداران كهنه‎كار را هوشيار كند، پاسخش اين ضرب‎المثل قديمي است كه: خواب‎رفته را مي‎توان بيدار كرد، اما آن‎كه خود را به خواب زده، هرگز.
اين قلم قصد داشت با مرور تاريخچه شكل‎گيري جريان‎‎هاي سياسي پس از انقلاب (چپ‎گرا و راست‎گرا)، خطوط يك، دو، سه (كه اين سومي به خط امام معروف شد) و بعد حذف كامل چپ‎‎هاي خط امامي در دوره دولت سازندگي هاشمي رفسنجاني و انسداد سياسي و ظهور كارگزاران تكنوكرات (راست‎مدرن) و جدالش با راست سنتي (تنها مدافع ارزش‎‎ها در آن زمان) و نهايتا ائتلاف كارگزاران با چپ‎‎هاي مدرن شده (همان خط امامي‎‎هاي سابق) كه به ايجاد يك جنبش اجتماعي از بالا به پايين در دوم خرداد 1376 منجر شد، يادآور شود جريان اصلاح‎طلب كه بعد از دوم خرداد 1376 شكل گرفت و مثل هر جريان سياسي ديگر يك تاريخ تولد و يك تاريخ فوت دارد، سال 1384 دچار سكته و زمين‎گير شد و سال 1388 خودكشي كرد.
حال با خودكشي سياسي يك جناح، فلسفه وجودي جناح مقابل او نيز كه روزي، روزگاري با هدف مقابله با جناحي كه اينك منقرض شده در يك حركت ائتلافي تشكل‎‎هاي وفادار به نظام و رهبري شكل گرفته بود، زير تيغ سئوالي مي‎رود كه پاسخي ندارد و اين سرنوشت جناح اصول‎گراست.
تلاش در جهت قرار دادن سليقه‎‎ها و ديدگاه‎‎هاي متنوع و متفاوت زير يك چتر به نام اصول‎گرايي به بهانه وحدت ملي با عقلانيت سياسي سازگاري ندارد و دير يا زود فضاي سياسي كشور را با چالش‎‎هايي جديد مواجه خواهد كرد. اما ظاهرا در تفاهمي نانوشته، سياستمداراني در هر دو طرف، با آگاهي كامل از اين‎كه تقسيم‎بندي «اصلاح‎طلب – اصول‎گرا» تاريخ مصرفش گذشته است، همچنان اصرار دارند اين خاكريز حتي به صورت فرضي و صرفا در لابه‎لاي سطور روزنامه‎‎ها فتح نشده باقي بماند تا آن‎‎ها نيز كه در دو طرف آن منزل گزيده‎اند، همچنان جاي امني براي حضور داشته باشند.
حقيقت را مي‎توان انكار كرد، اما نمي‎توان پنهان كرد. در شرايط كنوني و از اين پس هرچه زمان پيش مي‎رود، مفهوم دو عبارت اصلاح‎طلب و اصول‎گرا در تحليل‎‎هاي سياسي و رسانه‎اي، بيشتر نامفهوم، گنگ و حتي مضحك به‎نظر مي‎رسد.
جنبش اصلاحات پس از شكل‎گيري در مانيفست اوليه خود اعلام كرد مطالبات اصلاح‎طلبانه‎اش را در چهارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي پي خواهد گرفت، اما در سال‎‎هاي آخر، ايدئولوگ‎‎هاي اين جريان اعتراف كردند قانون اساسي ظرفيت پاسخگويي به مطالبات اصلاحات را ندارد و رسما پيشنهاد عبور از قانون اساسي را مطرح كردند، اما فرصت عملياتي شدن نيافت. تا اين‎كه - به‎دلايلي - 22 خرداد 1388 بهترين زمان براي اين عبور تشخيص داده شده و براي هر دو گزينه احتمالي (پيروزي يا شكست در انتخابات) برنامه‎ريزي شد. مي‎گويند انقلاب رنگي - مخملي واقعي براي روز پس از پيروزي طراحي شده بود تا به بهانه جشن ملي، نهاد‎هاي حكومتي چند ساعته تصرف شود تا به تغيير ساختار يا حداقل محدود كردن نظام بينجامد. سرگذشت و سرنوشت صحنه‎گردانان و عناصر پشت صحنه فتنه 1388 تصوير واضحي از اين پازل پيچيده به نمايش گذاشت. به همين دليل فعاليت تشكل‎‎هاي سياسي ذيل عنوان اصلاح‎طلب نبايد مشروعيت داشته باشد، چون محمل قانوني ندارد.
اما برخي احزاب كوچك‏تر و اقماري جريان اصلاح‎طلب و چهره‎‎هاي حاشيه‎اي اين جريان كه مدعي‏اند دخالتي در تحركات اپوزيسيوني يك سال گذشته نداشته و موافق رفتار‎هاي فراقانوني هم‎پيمان‏‎هاي گذشته خود نيستند، نبايد به آتش ديگران بسوزند.
البته در جبهه اصول‎گرايان شرايط متفاوت است. جريان‎‎ها و فعالان سياسي اي كه اكنون در اين جبهه حضور فيزيكي دارند، بايد در قدم اول خود را از فضاي غبارآلود فتنه بيرون بكشند تا چهره واضحي از خود نشان دهند و به شبهاتي كه در مورد انديشه و عمل هر يك مطرح است، پاسخ داده و مانيفست سياسي خود را در دوره جديد بيان كنند. كم‎كم نقاط مشترك و تفاوت‎‎هاي هر يك از اشخاص و جريان‎‎هاي سياسي به اصطلاح اصول‎گرا و موقعيت و نسبت هريك از آن‎‎ها با يكديگر و با مردم مشخص خواهد شد و در اين صورت است كه از دل ورآمده پيكر خسته و آبستن اصول‎گرايي، چند - يا چندين - جريان و سليقه سياسي متفاوت و متنوع متولد مي‎شود كه در وفاداري به اصول انقلاب (قانون اساسي و ولي فقيه) مشتركند، ولي در روش و جزئيات اداره كشور اختلاف‎نظر دارند و همه زير چتر نظارت، هدايت و حمايت رهبري نظام فعاليت كرده و ميزان اقتدار و نفوذ و وسعت دايره عمل هر يك از اين جريان‎‎ها در كشور را پايگاه اجتماعي‎شان (يعني اراده مردم) رقم خواهد زد. جاي خالي درگذشتگان را نيز احزاب و چهره‎‎هاي جديد با افكار جديد، حرف‎‎هاي جديد و برنامه‎‎هاي جديد پر خواهند كرد
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب