هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
81 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1923

ديروز : 2563

كاربران فعال : 46

  امتياز :  
معماي بي‎پاسخ

عمار خسروجردي


بحث اصلاح اساسنامه شركت ملي نفت از ريشه‎دارترين چالش‎‎هايي است كه از ابتداي انقلاب تاكنون در فضاي مديريت كلان كشور وجود داشته است؛ جالب اين‎كه نه تنها هيچ‎كدام از دولت‎ها بلكه مجالسي نظير مجلس هفتم و هشتم كه روي تدوين اساسنامه جديد تأكيد زيادي داشته‎اند، تاكنون نخواسته يا نتوانسته‎اند، راه به‎جايي ببرند. واقعيت اين است كه بخش نفت، در اقتصاد ايران، از يك فساد مزمن و ريشه دار رنج مي برد و به‎رغم اين‎كه، همواره شعار برخورد با فساد به‎خصوص در دولت نهم و دهم و در مجالس اصول‎گراي هفتم و هشتم، به گوش مي‎رسيده و خصوصا روي مبارزه با فساد در بخش نفت تبليغ مي‎شده، اما باز هم هيچ اتفاقي نمي‎افتاده كه نمونه بارز و مشهود آن اساسنامه شركت نفت به‎خصوص در بحث واريز كامل درآمد‎هاي نفتي به خزانه است.
امروز، نفت در تمامي ابعاد اقتصاد ايران ريشه دوانده و همه بخش‎ها اعم از بودجه دولت و به تبع آن، يارانه‎‎ها و درآمد‎هاي كارمندان و نيرو‎هاي دولت، واردات و حتي توليد و صادرات ما را از بعد مواد اوليه و يارانه‎‎هاي مختلف به‎خصوص يارانه‎‎هاي انرژي، به خود وابسته كرده است. نفت، امروز حتي به پايين ترين لايه‎‎هاي زندگي مردم رسوخ كرده و نقش كليدي در رفتار‎هاي مردم برعهده گرفته است. مردم همواره از اين امر صحبت مي‎كنند كه با پول نفت ما چه مي كنند؟ حالا كه درآمد نفتي زياد شده، اين پول به كجا مي‎رود؟ چرا قيمت‎‎ها در كشور ما كه نفت دارد، بالاست؟ بنابراين، نفت، امروزه ديگر يك كالاي صرفا اقتصادي محسوب نمي‎شود. به همين علت هم دليل اصلي عدم اصلاح اساسنامه شركت نفت را بايد در جايي غير از نفت جست‎وجو كرد.
وقتي ابعاد مختلف زندگي مردم تا اين حد با يك كالا گره مي خورد و دولت‎‎ها بدون درآمد نفتي، توانايي انجام هيچ كاري را ندارند و به دولت هايي ضعيف و بي‎اراده تبديل مي‎شوند، جريانات سياسي و گروه‎‎هاي مافيايي با نفوذ در سيستم نفتي كشور، سعي مي‎كنند چند كار اساسي را صورت دهند. اولا از اين منبع لايزال درآمدي بهره ببرند كه لازمه آن، حضور مافياي نفت در گلوگاه‎‎هاي نفت مانند فروش نفت و قرارداد‎ها و تلاش براي عدم شفافيت در گردش مالي اين بخش بزرگ اقتصادي است. ثانيا از اين حربه براي فشار به دولت‎‎ها به‎خصوص دولت‎هايي كه حاضر به دادن امتياز به آن‎‎ها نباشند، استفاده كنند. اين واقعيت تلخي است كه نمي‎توان از دولت‎ها تا زماني‎كه زندگي روزمره مردم تا اين حد به نفت گره خورده است، انتظار داشت كه شجاعت درافتادن با اين مافيا‎ها را داشته باشند؛ چون امور روزمره آن‎‎ها و مردم همه و همه به نفت گره خورده و بدون آن نمي‎تواند به حيات خود ادامه دهد.
بنابراين اصلاح اساسنامه شركت ملي نفت كه چيزي جز شفاف سازي اين بخش از اقتصاد ملي ما و بستن ممر درآمد جريان ‎هاي مافيايي در نفت نيست، در گرو اين است كه وابستگي دولت ‎ها به درآمد نفتي به حداقل ممكن برسد. ما چاره‎اي جز كاهش وابستگي بودجه دولت به درآمد نفتي به‎عنوان بزرگترين مصرف كننده در اقتصاد نداريم و در اين صورت است كه دولت ‎ها مي توانند به اصلاح بخش نفت و اساسنامه شركت ملي نفت بپردازند.
اين‎كه كاهش وابستگي دولت به درآمد نفتي، چگونه بايد صورت پذيرد، نيازمند يك نگاه جامع و ذوابعاد به مسئله است. اما به‎طور خلاصه مي‎توان گفت كه در وهله اول بايد اقشار و گروه‎‎ها و اصنافي كه از پول نفت، درآمد و منفعت بالاتري كسب مي‎كنند را شناسايي و سپس با آن‎‎ها مقابله كرد. واقعيت ‎ها نشان مي دهد كه طبقات خاص اجتماعي از اين منبع لايزال الهي كه حق همه مردم بوده و هست، بالاترين درآمد را كسب كرده اند. اين گروه‎‎ها عمدتا از طريق دلالي و واسطه‎گري به‎خصوص در واردات كالا‎ها و مواد اوليه و... صاحب درآمد‎‎هاي هنگفت شده اند و با استفاده از اين درآمد لايزال، بازار مسكن و بازار نياز‎هاي مردم و اساسا هر بازاري را كه بخواهند به هم مي ريزند. بنابراين كاهش وابستگي دولت به بودجه نفتي بايد از تضعيف اين طبقات با استفاده از ماليات و بستن ممر‎هاي دلالي و واسطه‎گري در اقتصاد ايران آغاز شود
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب