هفته نامه خبري تحليلي پنجره - شهريور دوم - 58
شماره مجله 58
  پر امتیازترین مطالب
5 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
5 شاگرد مدرسه جلال  
4.8 نعمت بزرگي به نام جلال  
4.6 مشكل آل احمد را من حل كردم  
4 من اين‎كاره نبودم!  
  پر بیننده ترین مطالب
125 غلبه عدالت در مسلماني جلال  
110 نعمت بزرگي به نام جلال  
107 شاگرد مدرسه جلال  
93 مشكل آل احمد را من حل كردم  
81 مردم‎شناسي تاريخي 28 مرداد  
  آرشيو دسته بندي محتواي مجله
ستون یک یادداشت سیاست
اقتصاد فرهنگ جامعه
هنر و ادبیات تاریخ گفتگو
  آمار سایت

امروز : 1871

ديروز : 2563

كاربران فعال : 46

  امتياز :  
گفت‎وگو با معاون حقوقي ديوان محاسبات درخصوص دلايل دولت‎ها براي عدم تدوين اساسنامه
براي ما هم روشن نيست

محمد حسن مصلي نژاد


فريدون همتي، معاون حقوقي ديوان محاسبات است كه پيش از اين، در مجلس هفتم، نمايندگي مردم ايلام را بر عهده داشت. گفت‎وگوي ما با او در حقيقت تلاش براي يافتن پاسخي‎ به دلايل بي‎توجهي دولت‎هاي گذشته و حال، به موضوع مهمي همچون تدوين اساسنامه شركت ملي نفت است.

فكر مي‎كنيد انحرافات مالي در حوزه نفت به فقدان اساسنامه شركت نفت مرتبط بوده و اگر بوده، اين انحرافات مالي در چه سطحي صورت گرفته است؟
ما از ابتداي تأسيس شركت ملي نفت و در دولت‎هاي مختلف، به‎دليل شفاف نبودن رابطه دولت و شركت ملي نفت و فقدان اساسنامه‎اي كه اين روابط را تعريف و روشن كند، به‎ويژه در گزارش‎‎هاي تفريغ بودجه، شاهد اختلافات و انحرافات مالي در حوزه نفت بوده‎ايم. اين فقط مردم نيستند كه بايد قانون را اجرا كنند، دولت نيز مي‎بايست بهاي نفتي را كه صادر مي‎شد، دلار به دلار به حساب بانك مركزي واريز مي‎كرد كه در مواردي اين اتفاق نيفتاده است. شركت نفت هم گاهي بي‎آن‎كه مجوز از مجلس بگيرد، از محل فروش نفت صادراتي بنزين وارد كرده است؛ اقدامي كه نامي جز انحراف و تخلف بر آن نمي‎توان گذاشت.
نگاه دولت‎‎ها به اساسنامه شركت ملي نفت چگونه بوده است؟
در واقع هم در دولت سازندگي و هم در دولت اصلاحات و هم در دولت احمدي‎نژاد اين اساسنامه به اجرا درنيامده است. ما يك قانون داريم به نام قانون تفحص و اكتشاف و استخراج نفت در سراسر كشور و فلات قاره كه در سال 1336 مصوب شده. بعد از آن هم چند تصويب‎نامه ديگر وجود دارد، اما پيش از انقلاب، قانون اساسنامه شركت ملي نفت ايران مصوب 17 خرداد 1356 مجلسين، آخرين اساسنامه‎اي بود كه شركت نفت بر اساس آن عمل مي‎كرد. بعد از انقلاب اما قانون نفت را در سال 1366 داريم؛ قانوني كه الان در حال اجراست و مقدم بر قوانين قبلي است. در تبصره ماده چهار اين قانون، وزارت نفت مكلف است اساسنامه‎‎هاي شركت نفت، گاز و پتروشيمي را ظرف يك‎سال براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند؛ يعني اين بحث از سال 1366 طبق قانون مطرح بوده و در واقع تكليفي است كه دولت‎‎ها مي‎بايست ادا مي كردند و نكردند. مجلس در زمان استقرار دولت نهم در جزء 9 بند «ه» قانون بودجه سال 1385، دولت را مكلف كرد كه اساسنامه‎‎هاي جديد شركت ملي نفت ايران، شركت ملي گاز ايران، شركت ملي صنايع پتروشيمي و شركت پالايش و پخش فرآورده‎‎هاي نفتي را تا پايان خرداد 1385 با توجه به قانون نفت مصوب 1366 به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند كه البته اين اتفاق نيفتاد.
گويا رييس ديوان محاسبات هم در آذر 1385 نامه‎اي به رييس مجلس نوشت و در آن يادآوري كرد كه براي تنظيم و تصويب اساسنامه شركت‎‎هاي تابعه وزارت نفت اقدام عملي نشده و اين اساسنامه بايد تنظيم و تصويب شود.
بله، بار ديگر در سال 1387 جزء «ك» بند هفتم قانون بودجه حكم سال 1385 درخصوص لزوم تصويب اساسنامه شركت ملي نفت و ارائه آن تا آن زمان طبق قانون نفت تكرار شده است. مجددا در سال 1387 در جزء «الف» بند هفتم قانون بودجه حكم فوق تكرار شده است. همين‎طور در سال 1389 در قانون بودجه جزء «ي» بند چهارم قانون بودجه مجددا بر اين حكم دست گذاشته شده تا دولت اين اساسنامه را تهيه و تا پايان خرداد به مجلس ارائه كند. اما باز به اين درخواست پاسخي داده نشده است.
در موضوع اساسنامه، يكي از چالش‎‎هاي جدي، مشخص كردن موضوع مالكيت و حاكميت بر منابع نفتي ايران است. آن‎چه تا امروز به آن عمل مي‎شده، اين‎طور بوده كه حاكميت و مالكيت نفت را به وزارت نفت داده‎ايم. در حالي‎كه بسياري از كارشناسان معتقدند كه قبضه شدن منابع نفتي در يك وزارتخانه احتمال سوءاستفاده‎‎هايي را در پي دارد.
با توجه به اهميت اين شركت و جايگاه آن در اقتصاد كشور، مي‎طلبد كه دولت و مجلس اين اساسنامه را هرچه زودتر به نتيجه برسانند.
دليل اين امر از نظر شما چيست؟
واقعا هنوز براي ما روشن نشده است. تا امروز ما نه در آرشيو، نه در رسانه‎‎هاي مكتوب و نه در مكاتبات في‎مابين دولت و مجلس و وزارت نفت و دستگاه‎‎هاي نظارتي، انگيزه اصلي دولت‎‎ها را پيدا نكرديم. اين ضرورت وجود دارد كه با توجه به حجم گردش مالي اي كه در حوزه نفت وجود دارد، و همين‎طور يكي از اقلام مهم بودجه‎اي ما هست، بايد مسئله حل شود. نمي‎شود كه اين وضعيت، غيرشفاف تعريف نشده ادامه يابد و هر سال ما مقطعي و فقط در قالب قوانين بودجه بياييم اين رابطه را تعريف كنيم، اين جوابگو نيست؛ به‎ويژه امسال كه دولت اعلام كرده قانون هدفمند‎سازي يارانه‎‎ها را اجرا مي‎كند، حتما لازم است كه اين رابطه‎‎ها دقيق و شفاف شوند.
رييس مجلس اخيرا اعلام كرد كه اگر دولت اساسنامه‎‎هاي شركت‎‎هاي نفت، گاز و پتروشيمي را ارائه نكند، مجلس رأسا براي تدوين آن اقدام مي‎كند. گفته مي‎شود حتي قوانين اصلي طرح اساسنامه شركت ملي نفت هم در كميسيون انرژي مجلس تدوين شده است.
البته، وزارت نفت ادعا مي‎كند كه اساسنامه را به‎عنوان دستگاه درگير و ذي ربط تهيه كرده و به دولت داده كه پس از بررسي و تصويب دولت به مجلس تقديم شود.
واكنش دولت به آخرين گزارش تفريغ بودجه ديوان محاسبات كه در آن به موضوع عدم ارائه اساسنامه شركت نفت هم اشاره شد، چه بود؟
آخرين گزارش تفريغ بودجه مربوط به سال 1387 است كه ما پارسال يعني در سال 1388 در دي‎ماه تقديم مجلس كرديم. يك نسخه هم به دولت تقديم كرديم، اما چون هنوز قرائت نشده، در واقع عكس‎العمل خاصي رخ نداده است.
در دولت دهم هم شما موضوع را دنبال كرده‎ايد؟
با استقرار دولت دهم، ديوان محاسبات كار جديدي صورت داد و آن هم تشكيل كميته‎‎ها بود. در اين كميته‎‎ها سعي كرديم كه در هركدام از حوزه‎‎هاي نفت، بانك‎ها، بيمه‎ها، ماليات و سلامت، تصويري از روند عملكرد گذشته آن دستگاه يا وزارتخانه و همين‎طور وضع مالي و برنامه‎‎هاي آينده آن را با مدير، وزير يا معاونان او مرور كنيم. با اين ابتكار، يك رفت و برگشت اطلاعات در ابتداي كار دولت اتفاق افتاد كه آثار آن را از هم‎اكنون در هماهنگي‎‎ها و رعايت قوانين در حين اجرا مي‎بينيم.
يكي از مهم‎ترين نكات هر اساسنامه‎اي درباره شركت ملي نفت ايران، پاسخگو شدن اين مجموعه حساس به‎لحاظ مالي است. ديوان محاسبات نقش خود را در اين موضوع به چه نحو ايفا خواهد كرد؟
در واقع ما عملكرد‎ها را ارزيابي و گزارش تهيه مي‎كنيم و در قالب تفريغ به مجلس مي‎دهيم. علاوه بر اين، نسخه‎اي از اين گزارش را در اختيار دولت قرار مي‎دهيم تا دولت با دريافت اطلاعات واقعي در حوزه گسترده اجرا با واقعيت آشنا شود و از منظر كارشناسي ديوان ‎كه يك دستگاه خارج از حوزه اجراست، اين نقاط ضعف و قوت را ببيند و بتواند در فرصت كافي كه در اختيار دارد، نقص ها و ايراد‎ها را اصلاح كند. انتظاري كه ما از گزارش‎‎هاي ديوان محاسبات داريم، اين است كه بتواند تصوير روشني را در اختيار نمايندگان مجلس و دولت قرار دهد و از آن طرف هم علاقه‎منديم كه دولت و دولتمردان و دستگاه‎‎هاي اجرايي از اين اطلاعات كه واقعا اطلاعات فني ارزشمندي است، استفاده كنند تا ان‎شاء‎الله بتوانيم موضوع را به‎گونه‎اي پيش ببريم كه اهداف نظام در انتهاي اين عمليات محقق شود.
احتمال دارد كه تراز درآمد نفت در پايان سال براي اطلاع عموم منتشر شود؟
ما معمولا در گزارش‎‎هاي تفريغ بودجه به‎دليل اهميت حوزه نفت، دقيقا حجم صادرات و حجم توليدي را كه در اختيار پالايشگاه‎‎ها قرار مي‎گيرد يا به مصرف داخلي مي‎رسد، مي‎آوريم. آن‎چه را هم طبق قانون بايد در رديف‎‎هاي بودجه‎اي واريز شود يا مازادي كه بايد به حساب ذخيره ارزي يا صندوق توسعه ملي برود، نظارت مي‎كنيم كه انجام شود. نهايتا هم اين گزارش در اختيار دولت، مجلس و طبق قانون اساسي در اختيار عموم گذاشته خواهد شد.
در واقع آن‎چه كه بايد به‎لحاظ قانوني اتفاق بيفتد، اين است كه 100 درصد درآمد نفت به خزانه كل واريز شود؟
حكم قانون همين است. طبق اصل 52 قانون اساسي بايد كليه درآمد‎هاي دولت به حساب خزانه‎داري كل واريز شود. البته علاوه‎بر اين‎كه هر درآمدي بايد به حكم قانون باشد، هر پرداختي هم بايد به حكم قانون باشد.
گاهي در محافل سياسي و اقتصادي شنيده مي‎شود كه بهترين راه حل براي تعيين تكليف مالكيت و حاكميت بر منابع نفتي، واگذاري آن به بيت‎المال و نه دولت است. استدلال هم اين است كه نظارت بر درآمد و مخازن نفتي به‎عنوان يك ذخيره چندين نسلي بايد در اختيار بيت‎المال و مجموعه حاكميت باشد و نه دولت‎‎ها كه در تلاطم گروه‎‎هاي سياسي واقع مي‎شوند.
اشكالات در رابطه دولت و نفت باعث شده بود كه در واقع هم حقوق شركت نفت، هم حقوق ملت و هم حقوق دولت دقيقا رعايت نشود. در بسته‎اي كه سال گذشته به اتفاق ديوان محاسبات، دولت و نمايندگان تلفيق بودجه تنظيم شد، اتفاقاتي افتاد كه من يك قلم آن را خدمت شما عرض مي‎كنم. تا سال قبل ميعانات گازي جزو فرآورده‎‎هاي نفتي تلقي مي‎شد و درآمد‎هاي آن‎كه متوسط سالي 6 - 7 ميليارد دلار بود، مستقيما به حساب شركت نفت مي‎رفت. از سال گذشته اما با حكم قانوني كه با اصرار و پيگيري‎‎هاي ديوان محاسبات صورت گرفت شركت ملي نفت مجاب شد.
يعني به‎عبارتي با اين اقدام ديوان محاسبات، به درآمد‎هاي نفت در اين بخش اضافه شد.
بله، پيش‎بيني ما اين است كه حداقل بين 7 تا 10 ميليارد دلار امسال به درآمد‎هاي نفت در اين بخش بايد اضافه شود. خب، اين اتفاق بزرگي بود. يك نكته بعدي كه اتفاق افتاد اين بود كه حكم قانون شفاف شد و وزارت نفت آن بخش از اعتبارات را كه براي سرمايه‎گذاري در اختيار دارد، بايد از بودجه‎‎هاي جاري و هزينه‎اي خود تفكيك كند كه اين تفكيك هم در مجلس اتفاق افتاد. به‎عبارتي از اين پس طرح‎‎ها را بايد بياورند و موافقت‎نامه مبادله كنند تا قابل‎نظارت شود. اين اتفاق بسيار مباركي بود كه سال گذشته در تنظيم بودجه 89 واقعا اتفاق افتاد كه هم دولت خوشحال بود هم مجلسي‎‎ها و هم ديوان محاسبات. آن‎جا احساس كرديم اين گزارش‎‎هايي كه ما تهيه كرديم، مورد اهتمام مجلس و دولت قرار گرفت و پذيرفتند كه بحث ميعانات گازي مثل نفت ساماندهي و تابع حكم قانون شود. آن وقت است كه سهم دولت از آن معين مي‎شود و اعتبارات فراواني كه در اختيار وزارت نفت قرار مي‎گيرد، در بخش عمراني و تملك دارايي و سرمايه‎گذاري جدا و معين خواهد شد. اميدواريم در سال‎‎هاي بعد در قالب اساسنامه - اگر دولت ارائه دهد و مجلس تصويب كند - و همين‎طور قوانين بودجه‎‎هاي سنواتي، بتوانيم تمام فعاليت‎‎ها را شفاف، دقيق و روشن كنيم تا حقوق نفت و دولت هر يك معين شود و دستگاه‎‎هاي نظارتي هم گزارش‎‎هاي نظارتي خود را در اختيار دولت و مجلس قرار دهند
0/5 ستاره ها (0)


نام
نام خانوادگي
پست الكترونيكي
متن

به نام پدر(ويژه نامه شماره 57)
يك زندگي بحث ‎برانگيز(ويژه نامه شماره 56)
حزب‎الله از نگاهي ديگر(ويژه نامه شماره 55)
بنده بزرگان بودن حق‎شناسي است(ويژه نامه شماره 52)
فلسفه به روايت فلسفه(ويژه نامه شماره 51)
براي تمام فصل ها(ويژه نامه شماره 50)
پيوندها
پاتوق كتاب